خواندنی هاودیدنی ها

بدون شرح
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۳۱
 


 
 
حرکتی انسان دوستانه
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۳۱
 
حرکت انسان دوستانه ی همکلاسی ها در جشن فارغ التحصیلی در برابر دوستشون که سرطان داشت.

 
 
زهره درکنارخورشید
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۳٠
 


 
 
ازقدیم گفتن پول چرک کف دسته
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۳٠
 
تصاویری که مشاهده می کنید تصادف کامیون حمل پول می باشد. همینطور که مشاهده می فرماید مقدار زیادی پول پخش خیابان شده و ماموران شهرداری در حال جمع کردن آن هستند! از قدیم گفتن پول چرک کف دسته! حالا این عزیزان که دارن پول ها را جارو میزنن باید بریزن تو سطل اشغال ازش خلاص شن...!









 
 
عجیب ترین خطای دیدسال
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۳٠
 
به نظر شما در تصویر زیر رنگ قسمت بالایی و پایینی چه تفاوتی با هم دارد؟

خوب دقت کنید

 
 
رنگ هر دو قسمت یکی است!
 
برای اطمینان یک بار دیگر به تصویر برگردید و انگشت خود را بر روی خط جداکننده بگذارید و نگاه کنید.

 
 
3طرزتفکرانسان های موفق
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۳٠
 
همه چیز از فکرتان شروع می شود. این سیستم اعتقادی شما و طرز تفکرتان است که زندگی امروزتان را شکل می دهد. اگر زندگی متوسط الحالی را می گذرانید به خاطر تصمیمات بدی است که اتخاذ کرده اید. و تصمیمی که گرفتید هم از طرز تفکر و باورهایتان سرچشمه می گیرد.

درنتیجه، اگر می خواهید به موفقیت دست پیدا کنید، باید اول از فکرتان شروع کنید. طرز تفکر افراد موفق را الگوی خود قرار دهید و مطمئن باشید که شما هم مثل آنها نتیجه عالی به دست خواهید آورد.

طرز فکر 1: همه انسانهای موفق مسئولیت پذیر هستند. مهم نیست چه اتفاقی بیفتد، افراد موفق مسئولیت آنرا به گردن می گیرند. هیچوقت اقتصاد یا کس دیگری را در کسادی کارشان مقصر نمی کنند. درعوض، با قبول اشتباه خود مسئولیت آن را پذیرفته و به فکر بهبود وضعیت می افتند. افراد موفق می دانند که اگر دیگران را مقصر بدانید یا مسئولیت را گردن این و آن بیندازید، قدرت کنترل موقعیت را از دست خواهید داد.

طرز فکر 2: همه انسانهای موفق به کار خود متعهدند. موفقیت اتوماتیک وار به دست نمی آید؛ از آسمان به زمین نمی افتد. باید برای به دست آوردن چیزهایی که در زندگی می خواهید، 100% به کارتان تعهد داشته باشید. خیلی ها فقط رویای موفق شدن را در سر می پرورانند، امیدوارند که موفق شوند، آروزیشان موفقیت است اما هیچوقت به کارشان متعهد نمی شوند. لحظه ای که تصمیم می گیرید و 100% به کاری متعهد می شوید، دیگر هر کاری که لازم باشد برای رسیدن به آن انجام می دهید.

طرز فکر 3: همه انسانهای موفق جرات تصمیم گیری برای موفقیت در زندگی را دارند. می دانید، موفق شدن جرات و جسارت می خواهد. اگر فرصتی پیش رویتان است، برای استفاده از آن نیاز به جرات و شهامت دارید. این مسئله مخصوصاً در موفقیت های مالی بسیار مهم است. قبل از اینکه کار و بیزنسی را شروع کنید، باید جرات بله گفتن به آن و شروع آنرا داشته باشید.

با دنبال کردن این سه طرزفکر افراد موفق، امیدواریم که بتوانید به هرچه در زندگی می خواهید برسید.

موفقیت تصادفی نیست

موفقیت هیچوقت تصادفی اتفاق نمی افتد. البته ممکن است که در طول مسیر کمی شانس با شما همراه شود و در یک موقعیت خوب قرارتان دهد اما بادوام نیست. موفقیت از آن کسانی می شود که روی شانسشان سرمایه گذاری می کنند و احتمال شکست خود را پایین می آورند.

اگر به بعضی از موفق ترین افراد دنیا نگاه کنید می فهمید که اکثر آنها از هیچ به آنجا رسیده اند. خیلی از آنها بچه یتیم هایی بوده اند که حتی نمی توانستند سالی یک حمام درست و حسابی بگیرند. اما چطور ممکن است کسی که چنین شانس بدی در زندگی خود داشته است، به چنان موفقیتی دست پیدا کند؟

ساده است، چون موفقیت هیچوقت تصادفی اتفاق نمی افتد. خیلی از این افراد با تلاش بی وقفه به موفقیت دست پیدا کرده اند چون انتخاب دیگری نداشته اند. این سخت کوشی برایشان به شکل عادت در آمده و هیچوقت حتی وقتی زندگی مرفهی برای خود تهیه کردند هم دست از تلاش برنداشته اند. کار سخت، هوشمندانه و داشتن دوستان زیاد آنها را به این پله رسانیده است.

اینها عناصر موفقیتند که در اختیار همه است، حتی اگر خیلی افراد نخواهند که این اصول را بپذیرند. از این گذشته همه ما در انتخابمان آزادیم. می توانیم تصمیم بگیریم که موفق شویم یا شکسته بخوریم، انتخاب با ماست.

موفقیت تصادفی نیست. هیچکس نیست که بدون تلاش و ذکاوت توانسته باشد به موفقیت دست پیدا کند. این خودتان هستید که می توانید تصمیم بگیرید که در زندگیتان موفق باشید یا ناموفق. انتخاب با شماست.

 
 
زیباترین اسب جهان
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۳٠
 


 
 
ابتکارجالب دربوتیک تهران
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۳٠
 


 
 
12روش برای داشتن صورتی بدون جوش
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٩
 

پوست صورت، گردن، قفسه سینه، پشت و شانه ها به دلیل داشتن غدد چربی، شرایط مساعدی را برای رشد میکروب ها فراهم می کنند. لذا جوش های بسیاری ممکن است در این نواحی از بدن دیده شوند.درمان جوش ها، تنها از راه کاهش میزان آنها امکان پذیر است. در اینجا 12 راه را برای کم کردن بروز این جوش ها برای شما بیان می کنیم.

1- صورت خود را بیش از حد نشویید.

تنها کثیف بودن پوست منجر به بروز آکنه و جوش نمی شود، بلکه بسیاری از انواع لکه ها و جوش های پوستی به دلیل شستشوی زیاد پوست به وجود می آیند، زیرا شستشوی زیاد سبب تحریک پوست می شود. مواد شوینده پوست، مثلا صابون ها، حاوی مواد شیمیایی هستند که تماس بیش از اندازه این مواد با پوست منجربه کاهش سلامت پوست و در نتیجه بروز لکه ها و جوش های پوستی می شود.

می توان مناطق مستعد بروز جوش های پوستی را با یک پاک کننده‌ی ملایم و آب گرم، روزی دو بار شست تا تحریک پوست برای بروز جوش های پوستی را به حداقل رساند.

2- از صابون های بدون چربی استفاده کنید.

چربی صابون وارد خلل و فرج پوست شده و زمینه را برای بروز لکه ها و جوش های پوستی فراهم می کند. به همین منظور، از صابون هایی که بر روی آنها نوشته شده ضد آکنه، استفاده کنید.

3- می توانید غذاهای مورد علاقه خود را مصرف کنید.

این تفکر درست نیست که خوردن شکلات و غذاهای چرب ارتباط مستقیم با بروز جوش و آکنه دارد. آکنه زمانی رخ می دهد که منافذ پوستی توسط چربی سلول های پوستی و باکتری های طبیعی پوست بسته شوند و سبب بروز ورم و التهاب شوند.

استفاده از برخی غذاها منجر به بروز واکنش های هورمونی در بدن می شود که باعث تولید بیش از حد سلول های پوست و یا تولید چربی بیش از حد خواهد شد.

ولی باید از مصرف بیش از حد غذاهای چرب مثل پیتزا و نیز شکلات خودداری کنید.

4- به مقدار زیاد آب بنوشید.

نوشیدن آب در طول روز سبب می شود تا بدن شما دچار کم آبی نشود.

5- کرم ضدآفتاب بزنید.

از کرم های ضد آفتاب بدون چربی، با فاکتور محافظت در برابر نور خورشید (SPF)30 استفاده کنید تا از رسیدن طیف وسیعی از اشعه فرابنفش نور آفتاب به پوست جلوگیری نمایید.

حتما کرم بدون چربی بخرید تا منافذ پوست را مسدود نکند و منجر به بروز آکنه های پوستی نشود.

کرم ضد آفتاب را هر دو ساعت یک بار مجددا استفاده کنید.

6- به صورت مداوم از مواد آرایشی استفاده نکنید.

از مصرف مواد آرایشی چرب خودداری کنید. استفاده از این گونه مواد چرب، منافذ پوست را مسدود می کند و جوش های پوستی و آکنه زیادی را ایجاد می کند. از مواد آرایشی استفاده کنید که حاوی مواد معدنی سبک و پودری شکل هستند که احتمال بروز جوش و آکنه را کمتر می کند.

قبل از استفاده از مواد آرایشی، صورت خود را با آب سرد بشویید و بعد از پاک کردن آرایش نیز حتما صورت خود را شستشو دهید.

7- از برنزه کردن پوست به شدت اجتناب کنید.

این تفکر نادرست است که می گوید : برنزه کردن سبب پاک شدن پوست از آلودگی ها می شود.

این یک واقعیت است که اشعه فرابنفش، خطر ابتلا به سرطان پوست، پیری زودرس و چین‌وچروک را افزایش می دهد .

همچنین استفاده از برخی مواد و داروها، قبل و حین برنزه کردن، آسیب پوست توسط اشعه فرابنفش را چند برابر می کند.

8- از مصرف محصولاتی که سبب چرب شدن موها می شود اجتناب کنید.

از موادی مانند ژل مو که حاوی چربی زیادی است اجتناب کنید. همیشه موهای خود را تمیز نگه دارید. اگر موهای چربی دارید، روزانه آنها را بشویید.

9- حتی المقدور از تماس زیاد موهای سر با پوست جلوگیری کنید.

به خاطر داشته باشید که مو حاوی چربی است و تماس زیاد چربی آن با پوست، سبب مسدودشدن منافذ پوست شده و جوش های پوستی ایجاد می کند.

10- جوش های خود را نترکانید.

ترکاندن جوش ها سبب بدترشدن اوضاع می شود و فرایند بهبودی را کندتر می کند. جوش ها حاوی مواد آلوده ای هستند که با ترکیدن، مواد آلوده خود را به دیگر مناطق پوست انتقال می دهند.

11- به صورت خود دست نزنید.

از لمس کردن صورت و مالش صورت خودداری کنید، زیرا سبب بدترشدن آکنه می شود. در این مواقع تلفن همراه خود را دورتر از پوست بگیرید و از گذاشتن دستتان زیر چانه اجتناب کنید.

12- برای مصرف کرم از دست خود استفاده نکنید.

از وسیله هایی مانند پنبه، برای مصرف کرم و وسایل آرایشی استفاده کنید. دست و انگشتان، میکروب زیادی را حمل می کنند که می توانند منجر به جوش و آکنه شوند.در آخر اگر جوش های پوستی شما را آزار می دهند، به پزشک متخصص پوست مراجعه کنید، زیرا راه‌های درمان زیادی برای حل مشکل شما وجود دارد.


 
 
آستون مارتین فناورانه‌ترین دوچرخه جهان را ساخت
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٩
 

فناورانه‌ترین دوچرخه جهانشرکت آستون مارتین دوچرخه جدیدی را ساخته که از آن به عنوان فناورانه‌ترین دوچرخه جهان یاد می‌شود.

به گزارش ایسنا، شرکت آستون مارتین که در زمینه تولید خودروهای اسپورت فعالیت می‌کند، اقدام به تولید دوچرخه‌ای کرده که مجهز به آخرین فناوریهای روز است. این دوچرخه که وان–77 نام دارد، محصول مشترک دو شرکت آستون مارتین و شرکت فکتور بایکس است.

در ساخت بدنه این دوچرخه از فیبرکربن استفاده شده که وزن آن‌را به شدت کاهش داده است. این دوچرخه همچنین مجهز به سیستم روشنایی قدرتمندی بوده که با کمک چراغهای ال.ای.دی در جلو و عقب دوچرخه کار می‌کند.

این دوچرخه همچنین به سیستم جی.پی.اس مجهز بوده و کامپیوتر آن با کمک مجموعه‌ای از سنسورها کار می‌کند. قیمت این دوچرخه 25 هزار پوند معادل 32 هزار دلار (با احتساب دلار 1800 تومانی معادل 57 میلیون و 600 هزار تومان) اعلام شده است.

 


 
 
به این میگن شکارتوشکار
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٩
 




 
 
زیباترین عکس ناساهنگام کسوف وزمین
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٩
 


 
 
لانه سازی مرغ دریایی درکنارریل قطار
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٩
 






 
 
فقط سه کلمه
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٢
 
پس از 11 سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدوداً دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود به همسرش گفت که درب بطری را ببندد و آنرا در قفسه قرار دهد. مادر پر مشغله موضوع را به کل فراموش کرد.

پسر بچه کوچک بطری را دید و رنگ آن توجهش را جلب کرد به سمتش رفت و همه آنرا خورد. او دچار مسمومیت شدید شد و به زمین افتاد. مادرش سریع او را به بیمارستان رساند ولی شدت مسمومیت به حدی بود که آن کودک جان سپرد. مادر بهت زده شد و بسیار از اینکه با شوهرش مواجه شود وحشت داشت.

وقتی شوهر پریشان حال به بیمارستان آمد و دید که فرزندش از دنیا رفته رو به همسرش کرد و فقط سه کلمه بزبان آورد.

فکر میکنید آن سه کلمه چه بودند؟

شوهر فقط گفت: "عزیزم دوستت دارم!"

عکس العمل کاملاً غیر منتظره شوهر یک رفتار فراکُنشی بود. کودک مرده بود و برگشتنش به زندگی محال. هیچ نکته ای برای خطا کار دانستن مادر وجود نداشت. بعلاوه اگر او وقت میگذاشت و خودش بطری را سرجایش قرار می داد، آن اتفاق نمی افتاد. هیچ دلیلی برای مقصر دانستن وجود ندارد. مادر نیز تنها فرزندش را از دست داده و تنها چیزی که در آن لحظه نیاز داشت دلداری و همدردی از طرف شوهرش بود. آن همان چیزی بود که شوهرش به وی داد.

گاهی اوقات ما وقتمان را برای یافتن مقصر و مسئول یک روخداد صرف می کنیم، چه در روابط، چه محل کار یا افرادی که می شناسیم و فراموش می کنیم کمی ملایمت و تعادل برای حمایت از روابط انسانی باید داشته باشیم. در نهایت، آیا نباید بخشیدن کسی که دوستش داریم آسان ترین کار ممکن در دنیا باشد؟ داشته هایتان را گرامی بدارید. غم ها، دردها و رنجهایتان را با نبخشیدن دوچندان نکنید.

اگر هرکسی می توانست با این نوع طرز فکر به زندگی بنگرد، مشکلات بسیار کمتری در دنیا وجود می داشت.

حسادت ها، رشک ها و بی میلی ها برای بخشیدن دیگران، و همچنین خودخواهی و ترس را از خود دور کنید و خواهید دید که مشکلات آنچنان هم که شما می پندارید حاد نیستند.

 
 
آخربدشانسی
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٢
 


 
 
عکسی دردناک
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٢
 


 
 
پدریعنی
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٠
 
پدر یعنی: اون کسی که هنگام تراشیدن موی کودک مبتلا به سرطانش گریه ی فرزندش رو دید ماشین رو داد دستش درحالیکه چشمانش پر از گریه بود گفت: حالا تو موهای منو بتراش.

پدر یعنی: کسی که " نمی توانم" را زیاد در چشمش دیدیم ولی هرگز از زبانش نشنیدیم.

پدر یعنی: اونی که  طعم پدر داشتنو نچشید اما واسه خیلی ها پدری کرد.

پدر یعنی: اونی که کف تموم شهرو جارو میزنه که زن و بچه اش کف خونه کسی رو جارو نزنه.

پدر یعنی:اونی که هروقت میگفت "درست میشه" تمام نگرانی هایمان به یکباره رنگ میباخت.

پدر یعنی: اونی که وقتی پشت سرش از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره، میفهمی پیر شده !

وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده!

وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، می فهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه…

و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری.

خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود اما زودتر از او به خانه بر می گردد.

به سلامتی تمام پدرها!

 
 
سخنان کوروش کبیر
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٠
 

دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.

 

خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن.

 

اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید.

 

 

آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است .

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد.

اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید .

افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.

پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر.

کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم .

کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید .

انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند .

همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد.

تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است .

دشوارترین قدم، همان قدم اول است .

عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید .

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد .

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید .

من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است.


 
 
آمرزش خداوند
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٦
 

روزی حضرت موسی (ع) رو به درگاه خداوند درخواست نمود :
« بارالها ! می خواهم بدترین بنده ات را ببینم . »
ندا آمد :
« صبح زود به درب ورودی شهر برو . اولین کسی که از شهر خارج شد او بدترین بنده من است .
حضرت موسی (ع) اول صبح روز بعد به درب ورودی شهر رفت .
پدری با فرزندش اولین نفری بود که از درب شهر خارج شد .
حضرت موسی (ع) پیش خود گفت :
« بدبخت خبر ندارد که بدترین خلق خداست ! »
 
حضرت موسی (ع) پس از بازگشت رو به درگاه خداوند نمود و ضمن تقدیم  سپاس  از  اجابت  خواسته اش ، عرضه داشت که :
« بارالها ! حال می خواهم بهترین بنده ات را ببینم . »
ندا آمد :
« آخر شب به درب ورودی شهر برو . آخرین نفری که وارد شهر شود او بهترین بنده من است . »
 
هنگامی که شب شد حضرت موسی (ع) به درب ورودی شهر رفت .
با تعجب دید که آخرین نفری که از درب وارد شهر گردید همان پدر با فرزندش می باشد .
حضرت موسی (ع) رو به درگاه خداوند با تعجب و درماندگی عرضه داشت :
« بارالها ! چگونه ممکن است که بدترین و بهترین بنده ات یک نفر باشد ؟ »
ندا آمد :
« یا موسی ! این بنده صبح که می خواست با فرزندش از درب ورودی شهر خارج شود بدترین بنده من بود . اما ... »
 
اما هنگامی که فرزندش نگاهش به کوههای عظیم افتاد از پدرش پرسید :
« بابا ! بزرگتر از این کوهها چیست ؟ »
پدر گفت :
« زمین »
فرزند پرسید :
« بابا ! بزرگتر از زمین چیست ؟ »
پدر جواب داد :
« آسمانها »
 فرزند پرسید :
« بابا ! بزرگتر از آسمانها چیست ؟ »
پدر در حالی به فرزند نگاه می کرد ، اشک از دیدگانش جاری شد و گفت :
« فرزندم ! گناهان پدرت است که از آسمانها نیز بزرگتر است ... »
فرزند پرسید :
« بابا ! بزرگتر از گناهان تو چیست ؟ »
پدر که دیگر طاقتش تمام شده بود نتوانست دیدگان ابر آلود خویش را کنترل نماید . به ناگاه بغضش ترکید و گفت :
« دلبندم ! بخشندگی خدای بزرگ از تمام اینها و تمام هر چه هست بزرگتر و عظیمتر است ... ! »


 
 
ملاقات باخدا
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱۳
 
ظهر یک روز سرد زمستانی، وقتی امیلی به خانه برگشت، پشت در، پاکت نامه ای را دید که نه تمبری داشت و نه مهر اداره پست روی آن بود. فقط نام و آدرسش روی پاکت نوشته شده بود. او با تعجب پاکت را باز کرد و نامه ی داخل آن را خواند:

« امیلی عزیز ،
عصر امروز به خانه تو می آیم تا تو را ملاقات کنم.
با عشق، خدا»


امیلی همان طور که با دست های لرزان نامه را روی میز می گذاشت، با خود فکر کرد که چرا خدا می خواهد او را ملاقات کند؟ او که آدم مهمی نبود. در همین فکرها بود که ناگهان کابینت خالی آشپزخانه را به یاد آورد و با خود گفت: « من، که چیزی برای پذیرایی ندارم! » پس نگاهی به کیف پولش انداخت. او فقط 5 دلار و 40 سنت داشت. با این حال به سمت فروشگاه رفت و یک قرص نان فرانسوی و دو بطری شیر خرید. وقتی از فروشگاه بیرون آمد، برف به شدت در حال بارش بود و او عجله داشت تا زود به خانه برسد و عصرانه را حاضر کند. در راه برگشت، زن و مرد فقیری را دید که از سرما می لرزیدند. مرد فقیر به امیلی گفت: « خانم، ما خانه و پولی نداریم. بسیار سردمان است و گرسنه هستیم. آیا امکان دارد به ما کمکی کنید؟ »

امیلی جواب داد:« متاسفم، من دیگر پولی ندارم و این نان ها را هم برای مهمانم خریده ام. 

مرد گفت:« بسیار خوب خانم، متشکرم» و بعد دستش را روی شانه همسرش گذاشت و به حرکت ادامه دادند.

همان طور که مرد و زن فقیر در حال دور شدن بودند، امیلی درد شدیدی را در قلبش احساس کرد. به سرعت دنبال آنها دوید: « آقا، خانم، خواهش می کنم صبر کنید. » وقتی امیلی به زن و مرد فقیر رسید، سبد غذا را به آنها داد و بعد کتش را درآورد و روی شانه های زن انداخت.

مرد از او تشکر کرد و برایش دعا کرد. وقتی امیلی به خانه رسید، یک لحظه ناراحت شد چون خدا می خواست به ملاقاتش بیاید و او دیگر چیزی برای پذیرایی از خدا نداشت. همان طور که در را باز می کرد، پاکت نامه دیگری را روی زمین دید. نامه را برداشت و باز کرد :

« امیلی عزیز،

از پذیرایی خوب و کت زیبایت متشکرم،

با عشق، خدا »

 
 
نابغه ترین دانشمندان جهان
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٠
 

لیست دیوانه ترین دانشمندان جهان که توسط نشریه ای علمی منتشر شده است به معرفی 10 نفر از نابغه های تاریخ بشر می پردازد که در عین ارائه ابداعاتی که حیات بشر را متحول کرده اند از خصوصیات رفتاری عجیبی نیز برخوردار بوده اند.

دانشمندان بزرگی که نام آنها در تاریخ بشر به عنوان بزرگترینها به ثبت رسیده است در زمان حیات خود نسبت به دیگر افراد به گونه ای غیرعادی به شمار می آمده اند. این افراد با هوش بسیار بالای خود نه تنها طرحی جدید و گاه غیرعادی را به زندگی بشر افزودند، بلکه دیدگاه انسان نسبت به جهان را به طور کل تغییر دادند.

نشریه علمی لایوساینس به منظور معرفی این افراد که در دوره خود از برترینها به شمار می رفته اند، طی گزارشی جالب لیست 10 نفر از این دانشمندان که به دلیل بالا بودن بیش از حد سطح هوشی از نظر بسیاری از افراد زمان خود دیوانه به شمار می رفته اند را با عنوان "لیست 10 تن از دیوانه ترین دانشمندان جهان" منتشر کرده است.

 

 

یوهان کونراد دیپل: وی در کشور آلمان و در قلعه ای به نام فرانکشتاین متولد شده و رشد کرد. در قرن 17 میلادی وی به عنوان یک شیمی دان موفق به ابداع رنگدانه آبی پروس یکی از اولین رنگهای شیمیایی ترکیبی در جهان شد. اما اصلی ترین و بی پایان ترین تلاش وی که شهرت زیادی را نیز برایش به ارمغان آورد تلاش برای کشف اکسیر حیات یا نامیرایی است. شایعاتی که درباره آزمایشهای وی بر روی اجساد انسانها وجود داشته است الهام بخش شکل گیری شخصیت افسانه ای داستان فرانکشتاین بوده است.

 

 

 

 


 

وارنر ون براون: وی در سن 12 سالگی قطار اسباب بازیش را از ترقه پر کرده و در میان خیابانی شلوغ در آلمان منفجر کرد. این عمل نشانه از پدیده ای بود که در آینده در حال وقوع بود. وی در نهایت به عنوان مغز برنامه های موشکی V-2 هیتلر به عنوان اسیر جنگی به زندان افتاد و سپس راه خود را به سوی فضا و اکتشافات فضایی باز کرد. وی در حالیکه در برنامه های فضایی آمریکا دست داشت به عنوان استاد فلسفه و غواصی نیز مشغول به کار بود.

 


 

رابرت آپنهایمر: رئیس پروژه منهتن که به منظور تولید اولین بمب اتمی جهان راه اندازی شده بود، هرگز در ابراز احساس خود در رابطه با جامعه گرایی و حس کشمکش و ناسازگاری درباره بمباران اتمی ابایی نداشت. به طوریکه تمامی نیروی سیاسی و دانشگاهی خود را بر روی این موضوعات متمرکز کرد. وی با وجود این مجادله ها و درگیریها به عنوان مردی شناخته می شود که زبانهای آلمانی و هندی را تنها به این منظور آموخت تا در هنگام آزمایش اولین بمب اتم خود قسمتهایی از کتاب مقدس هندوها را به عنوان خطابه بیان کند.
 

 


 

فریمن دیسون: وی در زمینه های علم فیزیک و نویسندگی داستانهای علمی تخیلی بسیار چیره دست بوده است. دیسون در سال 1960 نظریه ای را مبنی بر نیاز انسان در تولید لایه ای محافظتی برای محاصره منظومه خورشیدی و حداکثر استفاده از نور خورشید ارائه کرد. این لایه اکنون با عنوان لایه دیسون شناسایی می شود. دیسون عمیقا به حیات ماورایی اعتقاد داشته و بر این باور بود انسان طی چند دهه آینده قادر به برقراری ارتباط با موجودات ماورائی خواهد بود.

 


 

ریچارد فین مان: وی نیز یکی از نابغه هایی بود که در پروژه منهتن حضور موثری داشته و در تیم نخبه هایی بود که بمب اتم را تولید کردند. فین مان یکی از مهمترین دانشمندان قرن بیستم میلادی به شمار می رود. وی در کنار مشغله خود به عنوان یک فیزیکدان به موسیقی و طبیعت علاقه بسیاری داشت و موفق به رمزگشایی خط هیروگلیف مایانها شده بود.

 

 


 

جک پارسونز: وی در عین حال که از پایه گذاران لابراتوار رانشی جت به شمار می رود به صورت مداوم به تمرین جادو و جادوگری می پرداخته است. این دانشمند مرموز و فعال در زمینه علوم فضایی از تحصیلات رسمی برخوردار نبود و در عین حال ریاست تولید راکتی سوختی برای هدایت ایالات متحده به فضا را در دست داشت. وی طی حادثه ای ناگوار در حال انجام آزمایشهایی در محل سکونت خود در اثر انفجاری بزرگ از دنیا رفت.

 


 

جیمز لاولاک: این دانشمند زیست محیطی مدرن و مخترع فرضیه بزرگ جهان ابر ارگانیسم، در ارائه پیش بینی های وحشتناک درباره تغییرات جوی شهرت زیادی داشته است که اکنون می توان به خوبی دید بسیاری از پیش بینی های وی به حقیقت پیوسته اند. بر اساس پیش بینی وی مرگ تدریجی در حدود 80 درصد از جمعیت بشر تا سال 2100 امری اجتناب ناپذیر خواهد بود.

 

 


 

نیکولا تسلا: تسلا فردی است که در هنگام روشن کردن یک سوئیچ بزرگ الکتریکی باید تصویر وی را در ذهن داشت. وی به عنوان مخترع رادیوی بی سیم و ژنراتورهای AC که کلید آغاز عصر الکتریک به شمار می رود، شناخته می شود. وی همچنین به عنوان نابغه دیوانه نیز شناخته می شد زیرا بسیار کم خوابیده و از بدن خود به عنوان ابزاری رسانا برای نمایش دستاوردهایش در جمع استفاده می کرد.

 


 

 

لئوناردو داوینچی: این دانشمند و نقاش محبوب ایتالیایی به گونه ای از میان تمامی شاهکارهای دوران رنسانس این فرصت را پیدا می کرد تا به جهان نامتعارف نیز سرکی بکشد. در کتاب طراحیهای این دانشمند ایتالیایی که اکثرا به صورت قرینه نگاشته شده، سرزمین عجایبی از ماشینها و طراحی های شگفت انگیز نهفته است که بسیاری از آنها نهفته باقی مانده و برخی از آنها از جمله طرح هلی کوپتر اولیه وی قرنها بعد به واقعیت تبدیل شد.

 


 

آلبرت اینشتین: وی به طور قطع با ارائه نظریات فیزیکی متعددی که جهان را متحول ساخته از نابغه ترینهای این لیست 10 نفره به شمار می رود. وی علم فیزیک را با ارائه نظریه نسبیت احیا کرده و در زمینه های گرانش و کوانتم به موفقیتهای زیادی دست یافت. وی همچنین به مسابقه دادن با قایق بادی اش در روزهای بدون باد تنها به منظور قدرت نمایی بسیار علاقه مند بود

 


 
 
تاثیرات دیدن فیلم غمگین برروی افراد
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٦
 

وقتی فیلم‌های غمگینی با موضوع عشق و علاقه تماشا می‌کنیم،‌ به یاد افراد مورد علاقه خود می‌افتیم. همین افکار و یادآوری روابط خوبی که داریم باعث می‌شود در پایان فیلم خوشحال‌تر باشیم.

وقتی یک فیلم غمگین تماشا می‌کنید چه احساسی پیدا می‌کنید؟ معمولا افراد فکر می‌کنند تماشای فیلم‌های غمگین آن‌ها را غمگین و ناراحت‌ می‌کند، ‌اما به نظر دانشمندان کاملا برعکس است و افراد بعد از تماشای یک فیلم غمگین خوشحال‌تر هم می‌شوند!

به گزارش هلث‌دی، سیلویا نوبلاخ وسترویک،‌ استادیار ارتباطات در دانشگاه ایالت اوهایو در مطالعه جدید خود به این نتیجه رسیده و در این مورد می‌گوید:‌ «داستان‌های غمگین معمولا روی موضوعات مربوط به عشق‌های جاودان تمرکز می‌کنند. این امر باعث می‌شود که بیننده به یاد فرد مورد علاقه خود بیفتد و خوبی آن‌ها را به یاد بیاورد.»

در مطالعه وی 361 دانشجو شرکت داشتند که نسخه کوتاه فیلم «جبران» را تماشا کردند. فیلم در مورد دو جوان عاشق است که در جنگ جهانی دوم از هم جدا می‌شوند و می‌میرند. قبل و بعد از تماشای فیلم شرکت‌کنندگان در مطالعه، به سوالاتی پاسخ می‌دادند که نشان می‌داد چقدر در زندگی خود خوشحال هستند.

نتایج مطالعه حاکی از آن است که هرچه فیلم بیشتر باعث شود که فرد به شخص مورد علاقه خود فکر کند، میزان افزایش خوشحالی او بعد از تماشای فیلم هم بیشتر می‌شود؛ این در حالی است که افرادی که در طول تماشای فیلم افکارشان بیشتر متمرکز بر خودشان است، مثلا این که زندگی من به بدی زندگی شخصیت‌های این فیلم نیست، این افزایش در میزان خوشحالی را بعد از فیلم تجربه نمی‌کنند.

نوبلاخ وسترویک در توضیح می‌گوید: «به نظر می‌رسد مردم از داستان‌های غم‌انگیز به عنوان بازتابی برای روابط مهم زندگی خود استفاده می‌کنند تا خوبی این روابط را به خاطر بیاورند. شاید همین امر توضیح خوبی باشد برای این که چرا فیلم‌های غم‌انگیز در بین مخاطبان بسیار پرطرفدار هستند،‌ علی‌رغم غمی که مردم در طول تماشای فیلم شاهد آن هستند.»


 
 
وقتی پدردودخترعکاس باشه
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٦
 










































 
 
برخورد ۱۵۰ گلوله ساچمه ای به این مرد وی را نکشت
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۳
 
تصویر گرفته شده بوسیله پرتوی ایکس از این مرد انگلیسی نشان می دهد وی 150 گلوله را در بدن خود دارد.

زخم های وحشتناک ناشی از وارد شدن 150 ساچمه به بدن جو کلارک 33 ساله نشان خوبی برای ادامه حیات وی نیست. هر چند پزشکان می گویند وی زنده می ماند اما 25 سال زودتر عمرش تمام شده و از دنیا خواهد رفت.

بدلیل چسبیدن ساچمه ها به شریانهای حیاتی وی، پزشکان معتقدند بیرون آوردن گلوله ها و جراحی جو کلارک خطر مرگ را افزایش می دهند و به همین خاطر دست به ریسک نمی زنند.




 
 
نابودی کره ی زمین به همین راحتی
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱
 











 
 
9روش برای تصمیم گیری درست
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱
 
ما هنوز هم همان مغز عصر حجری پیشینیانمان _ حجمی از احساسات، خاطرات ناقص و یک محدوده توجه کوتاه _ را داریم. مغز ما هیچوقت همه حقایق برای گرفتن تصمیم "ایدآل" را در خود ندارد.

از اینجا داستان بدتر می‌شود. حتی گاهی بدون اینکه بدانیم تصمیم می‌گیریم.

وقتی دانشمندان علوم اعصاب فعالیت مغز را در طول یک آزمایش تصمیم‌گیری ساده بررسی کردند، متوجه شدند که افراد معمولاً 10 ثانیه قبل از اینکه آگاه شوند تصمیم گرفته‌اند، تصمیم می‌گیرند.

چطور می‌توانیم امیدوار باشیم که تصمیم درست گرفته‌ایم؟

در واقعیت وضعیت به این بدی نیست، ما هر روز تصمیماتی در زندگیمان می‌گیریم. دنیا تغییر می‌کند و احساس می‌کنیم که کنترل آن را به دست داریم.

خوشبختانه علم اعصاب و روان ما را از نواقص و کمبودهای مغز انسان آگاه کرده است. با دانستن این ضعف‌ها، می‌توانید از یک استراتژی ساده برای غلبه بر آنها استفاده کنیم.

1 - به غریزه خود توجه کنید اما اجازه ندهید بر شما ریاست کند.
ما به یک دلیل غرایزمان را رشد داده‌ایم—آنها واقعاً خوب عمل می‌کنند. توانایی گرفتن یک تصمیم سریع برای پیشینیان عصر حجری ما می‌توانست تفاوت خورده شدن توسط یک ببر وحشی یا شکار آن ببر باشد.
 
اما اخیراً با چند ببر روبه‌رو شده‌اید؟ واقعیت این است که در این عصر دیگر نیازی به اینگونه تصمیمات سریع نیست اما باز هم نمی‌توانید دست از گرفتن این تصمیمات بردارید. با آن مقابله نکنید اما به آن هم بسنده نکنید. از خودتان بپرسید "چرا این فکر را کردم؟" یا "چرا چنین احساسی داشتم؟"

2 - گزینه‌هایتان را لیست کنید.
مغز قدرتمندترین کامپیوتر موجود است اما قادر به انجام چند کار همزمان نیست. دشوار است که بیشتر از 7 فکر مختلف را در یک زمان در ذهنتان داشته باشید و غیرممکن است که بتوانید روی دو مورد از آن به طور همزمان تمرکز کنید. دلیل اینکه وقتی موقع رانندگی با تلفن‌همراه صحبت میکنیم،
 
تصادف نکرده و ماشینمان را داغان نمی‌کنیم این است که می‌توانیم خیلی سریع تمرکز روی کارها را تغییر دهیم—اما خیلی کندتر و بی‌دقت‌تر از زمانیکه هرکدام را به تنهایی انجام می دادیم. برای تصمیمی که می‌خواهیم بگیرید، همه انتخاب‌ها و گزینه‌های موجود را لیست کنید، آن را بیرون ذهنتان بکشانید و زمانی را به بررسی هر کدام به تنهایی اختصاص دهید.

3 - سوالات را بازنویسی کنید.
می‌دانید برای اینکه یک دانشمند تمام‌عیار باشید به چه چیزی لازم است؟ گرفتن نمرات عالی یا به خاطر سپردن چیزها کافی نیست. مهم این است که سوالات درست بپرسید. هر مشکلی که دارید، سعی کنید آن را به سه یا چهار شکل مختلف بنویسید. اینکه خودتان را مجبور کنید به طرق مختلف به آن مشکل نگاه و فکر کنید باعث می‌توانید بتوانید راهکارهای متفاوتی نیز پیدا کنید.

4 - تاریخ را پیش‌بینی کنید.
حافظه ما آنقدرها که تصور می‌کنیم خوب نیست و درنتیجه یادمان نمی‌ماند که چقدر ممکن است بد باشد. همین حافظه‌های انتخابی است که باعث می‌شود یادتان بماند امروز با چه کسی حرف زدید اما یادتان نیاید که چهارشنبه هفته پیش صبحانه چه خوردید.
 
استفاده از تاریخ برای گرفتن تصمیم نیازمند این است که به خاطر بیاوریم دفعه قبلی که در موقعیتی مشابه بودیم چه اتفاقی افتاد. کند پیش بروید و خاطره‌تان را خوب بررسی کنید  _ نباید فقط پیروزی‌هایتان را به خاطر سپرده باشید و شکست‌ها را فراموش کرده باشید.

5 - به خاطر داشته باشید که زمان طرف شماست.
سعی کنید خودتان را از احساسات آن لحظه دور کنید. البته انجام فوری این کار غیرممکن است اما بهترین راهکار این است که بین زمان حال و زمانی که می‌خواهید تصمیم بگیرید کمی فاصله بیندازید.

6 - این را یک آزمایش ببینید.
مغز انسان جداشده نیست _ برای عمل کردن در موقعیت‌های اجتماعی با همتایان خود طراحی شده است. حاصل آن این است که زمان و انرژی زیادی را برای کار گروهی و رابطه با دوستانمان صرف می‌کنیم. تصور کنید که قرار است برای تصمیمی که می‌گیرید به شما نمره بدهند و اتوماتیک‌وار توجه بیشتری به آن می‌کنید. بنویسید که چرا چنین تصمیمی گرفتید و بعد فکر کنید: "این یک امتحان است.
 
من از پس آن برمی‌آیم و فرصت دیگری برای تغییر آن ندارم. بقیه قرار است تصمیم من را ببینند و به آن نمره بدهند". اینکار باعث می‌شود بیشتر به چرای تصمیمی که می‌گیرید فکر کنید و برنامه‌ها و دیدگاه‌های ضعیف را کنار بگذارید.

7 - دانش عمومی نیست.
زمان‌های "فراموش‌شده" را پیدا کنید و ببینید چرا آنطور بوده است. همه می‌دانند که نباید بعد از غذا خوردن شنا کرد اما چرا؟ برای همه همینطور است؟ تصوراتتان را زیر سوال ببرید و قضاوت کنید آیا درمورد شما هم صدق می‌کند یا خیر.

8 - تصمیم را بگیرید.
آیا می‌خواهید درمورد وضعیت شغلیتان تصمیم بگیرید یا اینکه چه مارک پنیری را برای صبحانه بخورید؟ همه تصمیمات برابر نیستند پس وقتتان را تلف نکنید. لازم نیست برای هر وعده صبحانه قدم 1 تا 9 را دنبال کنید.

9 - تصمیم را عملی کنید.
می‌توانید تا بی نهایت تصمیمی که گرفته‌اید را دوباره و دوباره تحلیل و بررسی کنید. اما بالاخره باید یکجا آن را متوقف کنید. آن را واقعی کنید، یادداشتش کنید. وقتی تصمیمتان بیرون از مغزتان و به دنیای واقعی آمد، مغزتان از بررسی گزینه‌های مختلف دست کشیده و سراغ کار بعدی می‌رود.

یادتان باشد چشم‌انداز مغز ما محل منطقی نیست. شما حتی نباید مغزتان را وادار به دنبال کردن قدم 1 تا 9 کنید. بهترین تصمیمی که می‌توانید اینجا بگیرید این است که فقط قدم هایی که دوست دارید را دنبال کنید، آن هم با هر ترتیبی که دوست داشتید. هر کاری که می‌کنید، رمز گرفتن بهترین تصمیمات در زندگی این است که بخواهید.

 
 
رویایی ترین ساختمان جهان
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱
 


 
 
گدایی ملانصرالدین
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱
 
ملانصرالدین هر روز در بازار گدایی می کرد و مردم با نیرنگی، حماقت او را دست می انداختند. دو سکه به او نشان می دادند که یکی شان طلا بود و یکی از نقره، اما ملانصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می کرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می آمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملانصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می کرد.

تا اینکه مرد مهربانی از راه رسید و از اینکه ملانصرالدین را آنطور دست می انداختند، ناراحت شد. در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند، سکه طلا را بردار. اینطوری هم پول بیشتری گیرت می آید و هم دیگر دستت نمی اندازند. ملانصرالدین پاسخ داد: ظاهرا حق با شماست، اما اگر سکه طلا را بردارم، دیگر مردم به من پول نمی دهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آن هایم. شما نمی دانید تا حالا با این کلک چقدر پول گیر آورده ام. اگر کاری که می کنی، هوشمندانه باشد، هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند!

 
 
خیابان خودشوی درکره ی جنوبی
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱
 


 
 
همه جامی شودعبادت خدارابه جاآورد
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱