خواندنی هاودیدنی ها

فارسی این تصویرچی میشه؟
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٦
 
تصویر


.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.نفهمیدی؟
.
.
.
.
..
..
.
.
.
.
.
.
.
..
.
.
.

"جدایی نادر از سیمین"
جو+ دایی +نادر+ از+ سی +مین

 
 
مطالبی درباره ی کره ی زمین
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٥
 

  

 

سیاره ی زمین چند سال دارد؟

دانشمندان عقیده دارند که کره ی زمین، همزمان با کره ی ماه یعنی 6|4 میلیارد سال پیش به دنیا آمده است؛ تا آن زمان هیچ کس شاهد وقوع این پدیده نبوده است.

ایا کره ی زمین طی سال ها، دچار تغییراتی شده است؟

 

بله، کره ی زمین از زمان به وجود آمدنش دچار تغییرات زیادی شده است. حدود 300 سال پیش، خشکی های زمین به شکل یکپارچه که به آن کهن قاره گفته می شودبه هم چسبیده بودند؛ وخشکی بسیار بزرگی را تشکیل می دادند.اما با متلاشی شدن این خشکی، قاره ها به وجود آمدند.قاره ها به تدریج از هم فاصله گرفتندتا به شکل امروزی که در نقشه های جهان نما مشاهده می کنیم، به وجود آمده اند.

 رقابت در میان کوه ها !!

قله ی اورست، بلندترین قله ی جهان است؛ البته اگر فقط قسمتی ازآن بالای سطح دریا قرار دارد را اندازه بگیریم، رشته کوه مانواکیا در هاوایی300 متر بلندتر است.اما قله ی اورست در زیر دریا قرار دارد و فقط 4200 متر ازآن در بالای سطح آب است.

آیا کوه ها می توانند کوچک شوند؟

کوه ها با گذشت زمان فرسوده می شوند. هر روز تکه هایی از صخره ها از کوه ها جدا می شوندو یخ، برف و جریان آب را با خود می برند. البته بعضی از کوه ها  براثر فشارها و جریان هایی که در اعماق زمین وجود دارد، به هم می چسبند وبزرگ می شوند.

بزرگترین کوه آتش فشانی!

بزرگترین کوه آتش فشانی که در منظومه ی شمسی شناسایی شده است، کوه المپوس نام دارد. همچنین این کوه مرتفع ترین کوه در منظومه ی شمسی به شمار می رود که 25000 متر ارتفاع دارد. تقریباً سه برابر مرتفع ترین کوه کره ی زمین، اورست، و دو برابر کوه سیاره ی زهره، ماکسوِل می

 باشد.

زمین چگونه می لرزد؟

سطح زمین از صفحه های سختی تشکیل شده است که روی سنگ های مذاب زیرشان قرار دارند.

وقتی صفحات با هم برخورد می کنندو به هم فشار می آ ورند، زمین می لرزد. به این پدیده زمین لرزه یا زلزله می گویند.   


 
 
شکستن دیوارصوتی
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٢
 
















 
 
طبیعت بهار
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٢
 


 
 
ترسناک ترین ورزشکاردنیا
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢۱
 

مل گیبسون بازیکن راگبی، یکی از ترسناک ترین ورزشکار دنیا شناخته شد.

بازیکن تیم راگبی فرانسه که همه را به یاد گریم مل گیبسون در شجاع دل می اندازد، وی از کوتاه کردن مو و ریش خود متنفر است و به همین دلیل در فرانسه به غارنشینی می پردازد.


 
 
مشت ومال ازنوع حیوانی
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢۱
 


 
 
10روش برای افزایش اعتمادبه نفس
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٠
 

1. شناخت عمیق از خود ، در جهت پی بردن به توانائیهای عظیم و پنهان خویش یکی از راه های اساسی افزایش اعتماد به نفس میباشد.

2. نقاط ضعف خود را نیز باید شناخته و در جهت رفع آنها اقدامات لازم را به کار بگیریم و در صورتی که این کار عملی نباشد ، با آنها مدارا کنیم یا از طریق دیگر به جبران آن بپردازیم ، مثلاً اگر ناتوانی و محدودیتهای جسمی مادرزادی و ارثی داریم از طریق افزایش توانائیهای علمی یا هنری خود ، این پدیده را جبران نماییم.

3. شناخت دیگران به خصوص آشنایان خود و استفاده از توانائیهای ایشان در جهت مثبت نیز می تواند برای ما کار ساز باشد.

4. محیط خود را نیز بهتر بشناسیم تا از آنها در جهت رشد و پیشرفت خود بهتر بهره بگیریم.

5. استعدادهای خود را شناخته و در جهت رشد و شکوفایی آنها گام برداریم و سرانجام در جهت بهتر زندگی کردن از آنها استفاده کنیم.

6. از معجره امیدواری واقعی بهره بگیریم و هرگز تسلیم ناامیدی نشویم که ناامیدی دشمن سعادت و موفقیت ما در زندگی است ، از طرف دیگر بر کاهش اعتماد به نفس ما می انجامد.

7. نسبت به توانائیهای واقعی خود ایمان داشته باشیم و در نتیجه از احساس حقارت و خود کم بینی پرهیز نمائیم.

8. از مقایسه کردن خود با دیگران جدا بپرهیزیم و تنها خود را با گذشته های خود مقایسه کنیم و اگر عقب افتادگی یا ایستایی در ما بوجود آمده باشد ، در رفع آنها گام برداریم و همیشه میل به پیشرفت و رشد را مد نظر خود قرار دهیم.

9. به خود و توانایی های خود متکی باشیم و از وابستگی های غیر ضروری به دیگران پرهیز نماییم.

10. از تلقین شکست و ناتوانی به خود پرهیز کرده و حتی تحت تاثیر تلقینات منفی دیگران در این موارد قرار نگیریم.


 
 
اولین لپ تاب
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٧
 

اولین لب تاپ دنیا با نام Osborne 1 با وزن 11 کیلوگرمی در سال 1981 ساخته شد.
به گزارش مشرق، این لب تاپ دارای یک صفحه نمایش 5 اینچی و وزن آن نیز در حدود 11 کیلوگرم است. در آن زمان هزینه تولید این لب تاپ چیزی برابر با 1800 دلار بوده است.

 


 
 
زیباوالبته دردناک
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٦
 

این تصویرپسری است که این گونه ازمادرش مراقبت میکندومیداندکه روزی مادرش ازاونیزاین گونه مراقبت کرده است کاش همه ی فرزندان قدرمادروپدرخودرابدانند.


 
 
رفاقت ازنوع پرنده
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٦
 


 
 
نان بربری خانواده
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٦
 


 
 
داستانک
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٤
 
مردی با دوچرخه به خط مرزی می رسد، او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد، مامور مرزی می پرسد: "در کیسه ها چه داری؟"

او می گوید: "شن"

مامور او را از دوچرخه پیاده می کند و چون به او مشکوک بود، یک شبانه روز او را بازداشت می کند، ولی پس از بازرسی فراوان، واقعاً جز شن چیز دیگری نمی یابد. بنابراین به او اجازه عبور می دهد.

هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا می شود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا...

این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار می شود و پس از آن مرد دیگر در مرز دیده نمی شود.

یک روز آن مامور در شهر او را می بیند و پس از سلام و احوال پرسی، به او می گوید: من هنوز هم به تو مشکوکم و می دانم که در کار قاچاق بودی، راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد می کردی؟

قاچاقچی می گوید: دوچرخه!

 
 
نهنگ سفید
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٤
 


 
 
نخبگان چگونه می اندیشند؟
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٢
 

8گام اساسی برای آن که مانند یک نخبه بیاندیشیم


حتا اگر نخبه نباشید می‌توانید مانند خیام، ارسطو و انیشتن از این ۸ گام یا راهبرد
استفاده کنید تا قدرت ذهن خلاق خود را ارتقاء داده و آینده‌تان را به نحو بهتری
اداره کنید.
نخبگان چگونه به ایده دست پیدا می‌کنند؟ در تفکر پیرامون سبکی که لبخند ژکوند را
خلق کرد و در تفکری که تئوری نسبیت را به‌وجود آورد، چه چیزی مشترک است؟ چه چیزی
راهبردهای تفکر خیام، انیشتن، ادیسون، داوینچی، داروین، پیکاسو، میکل‌آنژ،‌ گالیله،
فروید و موتزارت را در تاریخ از هم متمایز می‌کند؟ از آن‌ها چه درسی را می‌توانیم
بیاموزیم؟

سال‌هاست که پژوهشگران و محققان سعی کرده‌اند تا از طریق تحلیل آمار، نخبگان را مطالعه کنند ـ که گویی توده‌ای از اطلاعات می تواند ویژگی های منحصر به فرد یک نخبه را نشان دهد! Haveloclcellis در مطالعه‌ی خود در سال ۱۹۰۴ اعلام کرد که عمده‌ی نخبگان به هنگام تولد، پدرشان بیش از ۳۰ سال سن داشته است و مادرشان کمتر از ۲۵ سال و مادرانشان رفتاری بچه‌گانه داشته‌اند. دیگر پژوهشگران گزارش داده‌اند که عده‌ی زیادی از آن‌ها ازدواج نکرده و بقیه‌ی آن‌ها بدون پدر (چارلز دیکنز) و یا بدون مادر مشخصی بوده‌اند (داروین). در پایان این توده‌ی اطلاعات هیچ چیز را نشان نداد.

دانشکده‌های زیادی نیز سعی کردند تا ارتباطات بین هوش و نبوغ را بسنجند اما هوش کافی نیست. پزشکان موفق IQ بیشتری از برندگان جایزه‌ی نوبل دارند ـ این موضوعی بود که ریچارد فینمن در مورد نبوغ فوق‌العاده‌ی خود ادعا می‌کرد و IQ وی صرفاً ۱۲۲ بود.

بعد از درگیریهای زیاد در دهه‌ی ۱۹۶۰ از سوی Joy P. Goilford ـ روانشناس ـ که خواستار تمرکز علمی بر خلاقیت بود؛ روانشناسان به این نتیجه رسیدند که خلاقیت با هوش فرق دارد. یک فرد می‌تواند خیلی خلاق‌تر از این باشد که باهوش باشد ـ و یا برعکس.

اکثر افرادی که هوش متوسط دارند می‌توانند در برابر یک مشکل واکنش مورد انتظار را نشان دهند. مثلاً وقتی که می‌پرسیم ”یک دوم ۱۳ چند است؟“ اکثر ما فوراً‌ جواب ۶٫۵ را می‌دهیم. شاید شما ظرف کمتر از چند ثانیه به این پاسخ برسید و سپس توجهتان را به ادامه‌ی کار معطوف کنید.

تفکر زایشی در برابر تفکر تولید کننده
به‌طور کلی ما به ‌صورت زایشی فکر می‌‌کنیم که براساس مشکلات مشابهی است که در گذشته وجود داشته است. یعنی همان ذهنیاتی که از ابتدای تولد با خودمان یدک می کشیم. وقتی با مشکلات مواجه می‌شویم به چیزی در گذشته‌مان متوسل می‌شویم که قبلاً‌ کارایی داشته است. می‌پرسیم: ”در زندگی، تحصیل و شغل چه چیزی یاد گرفته‌ام که مشکلاتم را حل کنم؟“.
سپس به‌طور تحلیلی بهترین روش را براساس تجارب گذشته انتخاب می‌کنیم و بقیه‌ی روش‌ها را کنار می‌گذاریم و در یک مسیر کاملاً روشن به سمت حل مشکل گام برمی‌داریم. به‌دلیل درست بودن گام‌هایی که براساس تجارب گذشته هستند؛ دائماً از درست بودن نتیجه اطمینان پیدا می‌کنیم.
برعکس نابغه‌ها به‌صورت مولدی و تولید‌کننده فکر می‌کنند نه زایشی. آن‌ها وقتی با یک مشکل مواجه می‌شوند می‌پرسند ”چه راه‌های مختلفی را می‌توانم استفاده کنم؟“، ”چگونه می‌توانم از این راه به نحو دیگری استفاده کنم؟“ و ”به چه راه‌های مختلفی می‌توانم این مشکل را حل کنم؟“ و نمی‌پرسند که ”دیگران به من چه یاد داده‌اند که این مشکل را حل کنم؟“. آن‌ها تمایل دارند تا به پاسخ‌های مختلفی دست پیدا کنند که برخی از آن‌ها عجیب و گاهی اوقات بی‌نظیر هستند. فردی که به صورت مولدی فکر می‌کند می‌گوید که راه‌های زیادی وجود دارد که عدد ۱۳ را بیان کنیم و راههای زیادی وجود دارد تا یک چیز را نصف کنیم مانند:

۵/۶

۳ و ۱ = ۳/۱

۴=۱۳

۲ و ۱۱ = XI/II

8 = XIII

همانطور که می‌بینید می‌توانیم از طریق بیان کرد عدد ۱۳ به روش‌های مختلف و نصف کردن آن به طرق مختلف بگوییم که نصف ۱۳، ۶٫۵ است یا ۱ و ۳ یا ۴ یا ۱۱ و ۲ یا ۸ و الی آخر.
با تفکر مولدی فرد می‌تواند تعداد بیشماری روش‌های جایگزین ایجاد کند. شما غیرآشکارترین روش را نیز ممکن‌ترین روش حساب می‌کنید. تمایل به تحقیق در مورد انواع روش‌هاست که مهم است. حتا بعد از اینکه فرد روش مناسب را پیدا کند. یکبار از انیشتن پرسیدند که بین او و یک آدم معمولی چه فرقی وجود دارد، او گفت که اگر فرد معمولی بخواهد در انبار کاه یک سوزن را پیدا کند، بعد از اینکه یک سوزن پیدا کند دست از کار می‌کشد اما من در کل انبار کاه روزگار خود را سیاه می‌کنم تا تمامی سوزن‌ها را پیدا کنم.
هر وقت که فینمن با مشکلی مواجه می‌شد راهبردهای جدید تفکر اختراع می‌کرد. او معتقد بود که رمز نبوغ وی توانایی او در این است که به نحوه‌ی تفکر متفکرین گذشته در مورد حل مشکلات کاری ندارد و راه‌های جدید برای تفکر اختراع می‌کند. او آنقدر فارغ بود که اگر چیزی با مشکل مواجه می‌شد، از راه‌های مختلف وارد عمل می‌شد تا راهی پیدا کند که تصور وی را عملی کند. او به‌طرز جالبی مولدی فکر می‌کرد.
فینمن پیشنهاد داده بود که در مدارس به‌جای تفکر زایشی تفکر مولدی تدریس شود. او معتقد بود که کاربر موفق ریاضیات فردی است که مخترع راه های جدید تفکر در شرایط خاص باشد. او معتقدبود که حتا اگر راه‌های کهنه معروف باشند، معمولا بهتر است که برای خودتان یک راه جدید برای حل مشکل پیدا کنید.
مثلا سؤال “؟=۳+۲۹″ برای بچه‌های بالای کلاس سوم مناسب است چرا که باید بتوانند آنرا محاسبه کنند ولی فینمن می‌گفت که شاگرد کلاس اول می‌تواند از طریق تفکر این سوال را با سه شماره حل کند ۳۰، ۳۱، ۳۲٫ یک بچه همچنین می‌تواند در یک خط اعداد را نشان دهد و فضاهای خالی را پر کند ـ روشی که در درک اندازه‌ها و نسبت‌ها مفید است. یک فرد شاید بتواند اعداد بزرگتری در ستون‌ها وارد کند و حاصل‌جمع‌های بالاتر از ۱۰ را حساب کند. یا از انگشتان خود و جبر استفاده کند (دو برابر چه عدی به‌علاوه ۳ می‌شود ۷) فینمن تشویق می‌کرد که به افراد تدریس شود تا بیاموزند که چگونه مشکلات را از طریق آزمایش و خطا به روش‌های مختلف حل کنند.

انحراف به وسیله‌ی منشور تجربه‌ی گذشته
نکته این جاست که تفکر زایشی قدرت تفکر را تباه می‌کند به این دلیل که ما غالباً‌ به هنگام مواجه شدن با یک مشکل جدید که بسیار شبیه به تجربیات گذشته است، نمی‌توانیم آن را حل کنیم اما با مشکلات گذشته از نظر عمق ساختار می توانیم تفاوت آن را درک کنیم. تفسیر چنین مشکلی از طریق منشور تجربیات گذشته باعث می‌شود که متفکرین گمراه شوند. تفکر زایشی باعث می‌شود که ما به ایده‌های معمولی برسیم نه ایده‌های اصلی. اگر همیشه به نحوی فکر کنید که همیشه فکر می‌کرده‌اید همیشه آنچه را به‌دست می‌آورید که قبلاً به‌دست می‌آوردید. در سال ۱۹۶۸ کشور سوئیس صنعت ساعت را تصرف کرده بود آن‌هم برای چندین قرن. سوئیس بود که حرکت ساعت‌های مدرن الکترونیکی را در مؤسسه تحقیقاتی خود در نیکواتل سوئیس اختراع کرد. اما در آن سال وقتی که این اختراع جدید به دنیای ساعت معرفی شد، تمامی تولید‌کنندگان ساعت در سوئیس آن را رد کردند. این تولید‌کنندگان براساس تجربیات قبلی خود در این صنعت فکر می‌کردند که این ساعت نمی‌تواند ساعت آینده باشد. گذشته از همه‌ی این‌ها با باتری کار می‌کرد و غلطک و فنر نداشت و هیچ چرخ دنده‌ای در آن استفاده نشده بود. اما ساعت سیکو که برای کشور ژاپن بود نگاهی به این اختراع انداخت و دنیای آینده‌ی بازار ساعت را دگرگون کرد.
در طبیعت یک ژن که به‌طور کلی انواع متفاوتی از خود ندارد و نمی‌تواند خود را با شرایط در حال تغییر وفق دهد. با گذشت زمان تفکر ژنتیکی به حماقت تبدیل می‌شود و پیامدهایی خواهد داشت که برای حیات انسان مرگبار خواهد بود. فرایندی این چنین در میان ما وجود دارد. همه‌ی ما ذخیره‌ی بزرگی از ایده‌ها و مفاهیم را براساس تجربیات گذشته داریم که ما را قادر می‌سازد تا زندگی کنیم و موفق شویم. اما بدون هیچ تدبیری برای تنوع؛ ایده‌های معمولی ما کهنه شده و فواید خود را از دست می‌دهد. در پایان در رقابت با رقیبان خود شکست خواهیم خورد.
بعد از اینکه داروین پس از بازدید از جزایر گالپاگوس به انگلستان برگشت گونه‌های پرنده‌ی فنچ را به جانورشناسان متخصص ارائه کرد تا به‌طور کامل مشخص شود. یکی از شاخص‌ترین این متخصصان لوگو بود. آنچه که از همه بارزتر بود آن چیزی نبود که برای داروین اتفاق افتاده بود. در واقع برای لوگو رخ نداده بود. یادداشت‌های داروین نشان می‌دهد که لوگو او را با تمام پرندگانی که نامگذاری کرده بود، آشنا کرده است. لوگو در مورد تعداد گونه‌های مختلف فنچ تلاش می‌کرد: اطلاعات موجود بود اما او نمی‌دانست که دقیقاً‌ چه چیزی باید ازآن‌ها بسازد. او فرض کرده بود که از آنجاییکه خداوند به هنگام خلق دنیا یک سری از پرندگان را به‌وجود آورده است؛ گونه‌های مناطق مختلف یکسان خواهند بود. هیچگاه او به دنبال تفاوت‌ها براساس موقعیت مکانی نبود. لوگو فکر می‌کرد پرندگان آنقدر با هم فرق دارند که گونه‌های مختلفی را نشان می‌دهند.
آنچه که در مورد این موضوع قابل ذکر است؛ تأثیر کاملاً متفاوتی است که براین دو جزء داشته است. لوگو به نحوی فکر می‌کرد که شرایط تفکر فراهم می‌شد ـ همانند یک متخصص رده‌بندی ـ و به دنبال متون تکامل که قبل از وی استفاده می‌شد، نبود. حتا داروین نمی‌دانست که این پرندگان فنچ هستند. فردی با چنین هوش، دانش و تخصصی نمی‌توانست یک چیز جدید را ببیند و فردی با علم و دانش کمتر به ایده‌ای می‌رسد که نحوه‌ی تفکر ما در مورد دنیا را شکل می‌دهد.

راهبردهای تفکر در نابغه‌ها
نابغه با تکامل بیولوژیکی از این نظر قابل قیاس است که به تولید پیش‌بینی نشده گوناگونی در جایگزین‌ها و نقاط برخورد نیاز دارد. بدین منظور نبوغ بهترین ایده‌های توسعه‌ی آینده و ارتباطات را حفظ می‌کند. یک بعد هم در این تئوری این است که شما به ابزاری نیاز دارید تا در ایده‌هایتان تنوع ایجاد کنید به نحوی که این تنوع به نحو کاملی مؤثر باشد و ”کور“ باشد! تنوع کور به‌معنای جدا شدن از دانش و علم زایشی می‌باشد.
تعداد روبه‌افزایش محققین در حال مشخص کردن نحوه‌ی تفکر نوابغ می‌باشد. با مطالعه‌ی یادداشت‌ها، مصاحبه‌ها و ایده‌های متفکرین بزرگ دنیا؛ این پژوهشگران سبک‌ها و استراتژی‌های خاصی در تفکر را شناسایی کردند که نوابغ را قادر می‌سازد انواع گوناگونی از ایده ها را به‌وجود آورند.

هشت راهبرد
به‌دنبال تشریح راهبردهایی که در سبک تفکر نوابغ خلاق در علم، هنر و صنعت رایج است؛ کار را ادامه می‌دهیم.
۱-  نوابع به مشکلات از طرق مختلف نگاه می‌کنند.
یک نبوغ غالباً‌ از یافتن یک دیدگاه جدید ناشی می‌شود که فرد دیگری آن را به‌دست نیاورده است. لئوناردو داوینچی معتقد بود که برای رسیدن به آگاهی در مورد کل یک مشکل، کار را از طریق آموختن تغییر ساختار مشکل به طرق مختلف آغاز خواهید کرد. او فکر می‌کرد که اولین راهی که به سراغ مشکل می‌رود نسبت به روش معمول وی در رسیدگی به امور بسیار غرض ورزانه می‌باشد. او مشکل خود را اینگونه تغییر ساختار می‎د‌اده و از یک دیدگاه به آن نگاه می‌کرد و به سراغ دیدگاهی دیگر می‌رفت و بازهم دیدگاه خود را تغییر می‌داد. بدین ترتیب در هر حالتی درک وی عمیق‌تر می‌شود و ذات مشکل را درک خواهد کرد.
تئوری انیشتن در مورد نسبیت در واقع تشریحی از کنش و واکنش بین دیدگاه‌های مختلف است. روش‌های تحلیلی فروید به نحوی بود تا جزئیاتی را پیدا کند که مناسب دیدگاه‌های عادی نبودند تا نقطه‌نظر کاملاً جدیدی را پیدا کنند.
برای حل یک مشکل به‌طور خلاقانه؛ متفکر می‌بایست روش اولیه را رها کند که در تجربیات گذشته ریشه دارد و مشکل را مجدداً مفهوم‌سازی کند. از طریق متوسل نشدن به یک دیدگاه؛ نوابغ صرفاً مشکلات موجود را حل نمی‌کنند که مانند اختراع یک سوخت مناسب محیط می‌باشد!‌ آن‌ها گونه‌های جدید را شناسایی می‌کنند.

۲- نوابع تفکرشان را مشهود می‌کنند.
انفجار خلاقیت در رنسانس به ثبت و انتقال علومی گسترده در زمینه‌ی طراحی، نمودار، جدول و غیره مربوط می‌شد که در طرح‌های داوینچی و گالیله شهرت یافته است. گالیله علم را اینگونه متحول کرد که تفکر خود را در قالب نمودار به تصویر کشید در حالیکه معاصرین وی صرفاً‌ از روش‌های مرسوم ریاضی و لفظی استفاده می‌کردند.
وقتیکه نوابغ حداقل امکانات کلامی را به‌دست می‌آورند؛ گویی که مهارتی را در توانایی‌های گفتاری و دیداری توسعه می‌دهند که به آن‌ها این انعطاف‌پذیری را می‌دهد تا اطلاعات را به‌ طرق مختلف آشکار کنند. وقتی که انیشتن به یک مشکل فکر می‌کرد، همیشه لازم می‌دانست تا موضوع را در حداکثر روش‌های مختلف تست کند که استفاده از نمودار نیز در آن به چشم می‌خورد و ذهنی کاملاً‌ بینا داشت. او برحسب قالب‌های دیداری و کلامی فکر می‌کرد نه اینکه صرفاً‌ در مسیر استدلال‌های ریاضی و لفظی فکر کند در واقع انیشتن معتقد بود که کلمات و ارقام ‌ـ‌ که نوشته شده یا ادا می‌شوند ـ نقش مهمی در فرایند تفکر وی نداشته‌اند.

۳- نوابغ می‌توانند تولید کنند.
یک ویژگی متمایزکننده در نبوغ، قابلیت تولید بسیار بالا می‌باشد. توماس ادیسون ۱۰۹۳ اختراع ثبت کرد. او به خودش و همکارانش ایده‌هایی می‌داد و بدین نحو قابلیت تولید را تضمین می‌کرد. سهم خود وی این بود که هر ۱۰ روز یک اختراع جزئی و هر ۶ ماه یکبار یک اختراع کلی انجام می‌داد.
Bach هر هفته یک موسیقی می‌نوشت ـ حتا زمانی که بیمار یا خسته بود ـ موتزارت بیش از ۶۰۰ قطعه موسیقی ایجاد کرد. انیشتن بیشتر به‌خاطر جزواتش در مورد نسبیت معروف است در حالیکه ۲۴۸ مقاله‌ی دیگر نیز چاپ کرد. نوشته‌های بیشمار الیوت در مورد “The Waste Land” ترکیبی از راه‌های خوب و بد است که در نهایت‌ یک شاهکار ادبی گردید.
Dean Keith Simonton ـ از دانشگاه کالیفرنیا در شهر Davis ـ در مطالعه‌ی ۲۰۳۶ دانشمند تاریخ دریافت که اکثر دانشمندان ارزشمند نه‌تنها آثار بزرگی از خود به‌جای نگذاشتند، بلکه آثار بدی نیز خلق کردند. از میان کمیت گسترده‌ی این آثار کیفیت را می‌توان به‌دست آورد.

۴- نوابغ ترکیباتی ایجاد می‌کنند.
Simonton در کتاب خود در سال ۱۹۸۹ “Scientific Genius” پیشنهاد کرد که نوابغ بیش از افراد نخبه می‌توانند ترکیبات جدید را شکل دهند. همانند یک بچه‌ی بازیگوش که با سطل شنی بلوک می‌سازد؛ یک نابغه دائماً‌ در حال ترکیب و ترکیب‌سازی دوباره‌ی ایده‌ها، تصاویر و تفکرات است تا ترکیبات مختلفی در ذهن‌های آگاه و ناآگاه‌ خود ایجاد کند.
این معادله‌ی انیشتن را در نظر بگیرید: E=mc2 انیشتن مفاهیم انرژی، حجم یا سرعت نور را اختراع نکرد. بلکه با ترکیب این مفاهیم در یک روش بدیع او توانست به همان دنیا همانند دیگران نگاه کند ولی چیزی متفاوت ببیند. قوانین وراثت که علم مدرن ژنتیک بر آن مبتنی است از یک راهب اطریشی به نام Gregor Mendel شروع شد که ریاضیات و بیولوژی را ترکیب کرد تا علمی جدید ایجاد کند.

۵-  نوابغ روابطی را جبراً‌ ایجاد می‌کنند.
اگر یک سبک خاص از تفکر در مورد یک نابغه‌ی خلاق وجود داشته باشد؛ توانایی ایجاد کنار هم گذاشتن چیزها بین موضوعات متفاوت است. این توانایی در اتصال چیزهای از هم جدا؛ آن‌ها را قادر می‌سازد تا چیزهایی را ببینند که دیگران نمی‌توانند ببینند.
داوینچی یک رابطه بین صدای زنگ و صدای افتادن سنگ در آب ایجاد کرد. این موضوع او را قادر ساخت تا ارتباطی میان صوت و موج آب ایجا کند، به این مفهوم که صوت به صورت امواج حرکت می‌کند. در سال ۱۸۶۵،Kekule  شکل مولکولی بنزن‌های حلقوی را از طریق تصور ماری که دمش را تکان می‌دهد، به‌وجود آورد. ساموئل مورس توانست نشان دهد که چگونه سیگنال‌های تلگرافی را به اندازه‌ی کافی دارای قدرت؛ ایجاد کنند تا از یک ساحل به ساحل دیگر انتقال یابند. یک روز او دید که اسب‌های بسته در یک مرکز با هم مبادله می‌شوند و یک رابطه بین این مراکز برای اسب‌ها و سیگنال‌های قوی ایجاد کرد. نتیجه‌ی آن، این بود که این سیگنال‌ها با قدرت‌های تناوبی حرکت کنند.

۶- نوابغ به‌صورت متضاد فکر می‌کنند.
David Bohm ـ‌ پزشک و فیلسوف ـ معتقد بود که نوابغ می‌توانند به‌طور متفاوت فکر کنند چرا که آن‌ها می‌توانند بین دو موضوع متفاوت یا مغایر دو جنبه‌ی متفاوت فرض کنند. آلبرت روتنبرگ  ـ یک محقق مشهور در مورد فرایند خلاقیت ـ این توانایی را در انواع نوابغ کشف کرد که شامل انیشتن، موتزارت، ادیسون، پاستور، کونراد و پیکاسو می‌شود و در کتاب وی در سال ۱۹۹۰ آمده است ”الهه‌ی در حال پیدایش: فرایند خلاق در هنر، علم و حوزه‌های دیگر“.

۷-  نوابغ خود را برای فرصت‌ها آماده می‌کنند.
هرگاه که سعی می‌کنیم کاری را انجام دهیم و شکست می‌خوریم، انجام چیز دیگری را به نتیجه می‌رسانیم، این اولین قانون یک حادثه‌ی خلاق است. شاید از خودمان بپرسیم که چرا آنچه را که در ذهن داشتیم، نتوانستیم انجام دهیم ـ که سؤالیست منطقی ـ اما حادثه‌ی خلاق سؤال دیگری را برمی‌انگیزد: ما چه کاری انجام داده‌ایم؟ پاسخ به این سؤال به یک نحو بدیع و عجیب همان حرکت لازم خلاقانه است. شانس نیست بلکه بینش خلاق ماوراء می‌باشد.
الکساندر فلمینگ اولین پزشکی نبود که باکتری‌های کشنده را مطالعه می‌کرد و دید که کپک می‌توانست چیز جدیدی به‌وجود آورد. پزشکی که استعداد کمتری داشت این موضوع بی‌ارتباط را رها می‌کرد اما فلمینگ آن را جالب دانست و در مورد آن بررسی کرد. این مشاهده‌ی جالب به پنی‌سیلین منتهی شد.
ادیسون ـ در حالیکه به‌دنبال این بود که چگونه یک رشته‌ی کربن ایجاد کند ـ بدون غرض با تکه‌ی بتونه بازی می‌کرد که آن را در دست خود شکل می‌داد و وقتیکه دستان خود را نگاه کرد جواب را در چشمان خود دید: کربن را به شکل طناب درست کن. B.F.Skinner به یک قانون اولیه در روش‌شناسی علمی تأکید داشت: وقتیکه یک چیز جالب پیدا می‌کنید چیزهای دیگر را رها کنید و آن را مطالعه کنید. شانسهای زیادی به سراغ همگان می‌رود چرا که آن‌ها قصد دارند یک برنامه‌ی درک شده را در ذهن خود تکمیل کنند. نوابغ خلاق منتظر شانس نیستند در عوض به دنبال کشف‌های اتفاقی هستند.

۸-  به‌کارگیری این راهبردها برای خودتان
نوابغ خلاق می‌دانند که چگونه از این راهبردهای تفکر استفاده کنند و به دیگران می‌آموزند تا از آن‌ها استفاده کنند. Harriet Zuckerman ـ جامعه‌شناس ـ کشف کرد که ۶ نفر از شاگردان Enrico Fermi برنده‌ی جایزه‌ی نوبل شده‌اند. ارنست لورنس و اور هر کدامشان ۴ دانشجوی برنده‌ی جایزه‌ی نوبل داشتند. تامسون و رادرفورد در میان آن‌ها ۱۷ برنده‌ی جایزه‌ی نوبل تربیت کردند. این برندگان جایزه‌ی نوبل صرفاً‌ در بعد خودشان خلاق نبودند، بلکه به دیگران هم می‌آموختند که چگونه به‌طور خلاق فکر کنند. موضوعات زوکرمن نشان می‌داد که با نفوذترین اساتیدشان به آن‌ها سبک‌ها و راهبردهای مختلف تفکر را می‌آموختند ـ نه اینکه به آن‌ها بگویند به چه چیزی فکر کنند. بنابراین واضح است که راهبردهای نوابغ را می‌توان یاد گرفت. درک و به‌کارگیری راهبردهای رایج تفکر از نوابغ خلاق می‌توانند شما را در زندگی شخصی و کارتان خلاق‌تر کنند. انتخاب با خود شماست که تفکر زایشی را برگزینید یا تفکر مولد را.


 
 
پیرترین مردجهان درگذشت
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٠
 

مسن ترین مرد جهان به روایت کتاب گینس، در آمریکا در گذشت.

به گزارش واحد مرکزی خبر؛ پیرترین مرد دنیا به استناد کتاب ثبت رکوردهای گینس در سن یکصد و چهارده سالگی به مرگ طبیعی در آمریکا گذشت.

وی که والتر برونینگ نام دارد ساکن شهر « گریت فالز» در ایالت مونتانای آمریکا بود.

والتر برونینگ بازنشسته ی راه آهن آمریکا بود.

وی از سال هزار و نهصد و هشتاد تا کنون در سرای سالمندان نگهداری می‌شد و از هجدهم جولای دوهزار و نه تاکنون نامش در کتاب گینس به عنوان پیرترین مرد دنیا ثبت شد.

آقای برونینگ در بیست ویکم سپتامبر هزار و هشتصد و نود و شش در شهر « مِلروسه » در ایالت مینه سوتا به دنیا آمد.

بخش زیادی از دوران کودکی وی در ایالت داکوتای جنوبی سپری شد.

وی در سال هزار و نهصد و سیزده در راه آهن آمریکا مشغول بکار شد.

 


 
 
لاکپشتی با2سرو6پا
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۸
 

یک لاکپشت که 2 سر و 6 پا دارد در موزه علوم طبیعی کیف پایتخت اوکراین به نمایش گذاشته شده است.
این خبر را خبرگزاری فرانسه مخابره کرده است. مردم می‌توانند به مدت دو ماه این خزنده را دراین موزه که زنده بودن آن به معجزه شبیه است، ببینند. لاک این لاکپشت پنج ساله به شکل قلب و حدود دوازده سانتیمتر است.
اگرچه دیمتری تکاچف (Dmitry Tkachev) مدیر این پروژه از موتاسیون سخن می‌گوید اما یوری جوراویلوف از کارشناسان حیوانات شرکت اکزولاند که این نمایش را ترتیب داده است گفت: این جانور واقعا لاکپشت دو سر به معنای واقعی کلمه نیست بلکه یک لاکپشت دوقلو است. این لاکپشت ماده، دو سر، دو قلب، چهار پای جلو و دو پای عقب و فقط یک روده دارد. دو سر این حیوان ویژگی‌های متفاوتی حتی از نظر ترجیحات غذایی دارند. سر سمت چپ که مسلط و فعال‌تر است مواد غذایی سبز رنگ را ترجیح می‌دهد و سر دیگر محصولاتی با رنگ‌های گرم تر مانند هویچ را دوست دارد.

 


به گفته جوراویلوف، این لاکپشت بیشه زار که از گونه‌ای در آسیای مرکزی است می‌تواند تا پنجاه یا حتی شصت سال عمر کند. لاکپشت مزبور از یک نفر در اوکراین که آنرا از زمان تولد در خانه‌اش نگهداری می‌کرد، خریداری شده است.

 


 
 
تقدیر
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٧
 

درمقابل تقدیرخداوندمثل کودکی یکساله باش که وقتی اورابه هوامی اندازندمیخندبرای این که ایمان دارداوراخواهندگرفت.


 
 
چگونه بادیگران صحبت کنیم
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٧
 

همه مردم در تمام طول روز صحبت می کنند. اما آیا آنها همگی می دانند چگونه صحبت می کنند و یا چطور باید صحبت کنند؟

آیا هیچ پیش آمده بر اثر نوع صحبت طرف مقابل، منظور و سخن او را به گونه ای دیگر برداشت کنید و پس از مدت ها، متوجه شوید که اشتباه کرده اید؟

آیا ربطی بین سخن گفتن و موفقیت و محبوبیت، می بینید؟

یک کارمند بخش تبلیغات:

صحبت کردن ارتباط مستقیمی با کار دارد. اینکه چه بگویم، چطور بگویم و یا به قول معروف از چه دری وارد شوم تا بتوانیم برای موقعیت کاری ام، به نتیجه ای دلخواه برسم.

نوع صحبت، در کاری که دارم بسیار مهم است. اینکه چگونه موارد لازم و ظریف را رعایت کنم یا لحن در هنگام گفتن یا خواندن مطلب، با توجه به نوع و تفاوت آنها چگونه باشد و خیلی نکات دیگری که متاسفانه خیلی افراد از آنها کاملاً بی خبر و بی اطلاعند و فکر می کنند که خوب، گویندگی خیلی آسان است. به همین علت هم است که گفتار خیلی ها در حال حاضر به دل دیگران نمی نشیند.

یک کارمند آژانس مسکن:

صحبت کردن انسان، نمونه بارز شخصت اوست. حال این شخصیت ممکن است بنا به مقتضای پیش آمده، متفاوت باشد. مثلاً خود من، از زمانی که در آژانس مسکن مشغول به کار شدم، فهمیدم باید نوع صحبت کردنم را کمی تغییر بدهم. چرا؟ برای آنکه بتوانم در دل مشتری رخنه کرده و با جذابیت کلمه و نفوذ کلام، به او نشان دهم که آژانس درستی را برای یافتن ملک مورد نظر، انتخاب کرده است!!

یک فروشنده:

به نظر من حرف اول را در فروشندگی، زبان شیرین و به قول بعضی ها، چرب و نرم می زند. آقا و خانم هم ندارد. شما باید طوری با مشتری صحبت کنید که او دست خالی از مغازه بیرون نرود. پس می بینید که صحبت کردن چقدر مهم است، حتی بارها در روزنامه ها خوانده ایم فلانی آن قدر زبان شیرین و چرب و نرمی داشت و آنقدر زیبا و در ظاهر منطقی صحبت می کرد که تمام اطرافیانش را شیفته خود می کرد و در نهایت آنها را فریب می داد تا به چیزهایی که می خواهد برسد! البته این گونه افراد که از هنر صحبت کردن در موارد منفی و ریاکارانه بهره می برند، افراد خوبی نیستند، چون به نظر من، هنر صحبت کردن هم از آن چیزهایی است که باید مقدس شمرده . ساعت های مدیدی را صرف صحبت کردن، داستان سرایی، جر و بحث، تدریس و گاهی هم با خود حرف زدن می کنیم! در عین حال ساخت و ادای جمله، لحن و صوت ما به هنگام سخن گفتن و نحوه بیان و چگونگی سخن گفتن را نیز می توان از موارد مستقیم و مربوط به صحبت کردن دانست. چرا که تمامی موارد یاد شده در جذب مخاطب یا مخاطبان ما نقش مهمی داشته و می تواند قدرت ما را به عنوان معیاری کاملاً واضح برای آنکه متوجه شویم ، مخاطب ما تمایل به ادامه صحبت دارد یا خیر را مشخص نماید.

باید گفت شناخت، ایجاد راه مناسب به اضافه انتخاب کلمات و جمله ها و همین طور نکاتی که در سطور قبل قید گردید، همگی منتسب به علمی می شود به نام علم زبان شناسی. علم زبان شناسی نظمی است که برای درک طرز کار زبان، مورد استفاده قرار می گیرد. ربط بین افراد از طریق صحبت دو طرفه ، ایجاد حفظ و یا از هم گسیخته می شود و بدین ترتیب موجب می گردد تا راه مطمئنی برای درک چگونگی ایجاد، ماندگاری و یا گسسته شدن این ربط، فراهم آید. البته شاخه هایی از علم زبان شناسی بیشتر با تاریخ یا دستور زبان و یا آرایه های نمادی زبان مربوط می شوند. اما شاخه هایی در علم زبان شناسی به جامعه شناسی زبان، تحلیل، سخنرانی و زبان شناسی انسان شناسانه اختصاص یافته که بیشتر به این توجه دارد که مردم چگونه از زبان، در زندگی روزانه استفاده می کنند و چگونه مردمی با فرهنگهای متفاوت از زبان، آن هم به شیوه های گوناگون، بهره می گیرند.

به هر حال باید اذعان داشت، علم زبان شناسی است که می تواند به بشر بیاموزد چگونه می توان زندگی را در اختیار گرفت و روابط با دیگران را چه در محل کار، یا میهمانی ها و مصاحبه ها و از همه مهمتر در بین خانواده، بهبود بخشید.

فکر کنید در یک میهمانی نشسته اید، ناگهان احساس تنهایی می کنید، از خود می پرسید، "مردم این همه حرف مهم را از کجا می آورند که این چنین ممتد با یکدیگر صحبت می کنند؟" پاسخ این است که حرف مهمی در کار نیست بلکه مردم سعی می کنند موضوع مهمی برای صحبت پیدا کنند و بعد، درباره آن به گفت و گو بپردازند. گفت و گویی که در واقع به واسطه آن نشان داده می شود، افراد با یکدیگر مرتبط اند. به عبارتی صحبت میان افراد، از رابطه آنان سخن می گوید.

 


 
 
نیایش
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٦
 

خدایا! اخلاص ! اخلاص !

و می دانم ای ، می دانم که برای عشق زیستن و برای زیبائی و خیر ، مطلق بودن ، چگونه آدمی را به مطلق می برد، چگونه اخلاص این وجود نسبی را ، این موجود حقیری را که مجموعه ای از احتیاج هاست و ضعف ها و انتظار ها ، “مطلق “می کند!

در برابر بیشمار جاذبه ها و دعوت ها و ضرر ها و خطر ها و ترس ها و وسوسه ها و توسل ها و تقرب ها و تکیه گاه ها و امید ها و توفیق ها و شکست ها و شادی ها و غمهای همه حقیر - که پیرامون وجود ما را احاطه کرده اند و دمادم ما را بر خود می لرزانند ، و همچون انبوهی از گرگ ها و روبا ه ها و کرکس ها و کرم ها ، بر مردار «بودن » ما ریخته اند، با یک خود خواهی عظیم انقلابی ، که معجزه ی ذکر است و زاده ی کشف ِ بندگی ِ فروتنانه ی ِ خویشتن ِ خدایی ِ انسان است- ناگهان عصیان می کند ، عصیانی که با انتخاب ِ تسلیم ِ مطلق به حقیقت ِ مطلق ، فرا می رسد و از عمق ِ فطرت شعله می کشد و سپس با تیغ ِ بوداوار ِ بی نیازی و بی پیوندی و تنهایی ، “مجرد “می شود و آنگاه از بودا فراتر می رود و با دو تازیانه ی «نداشتن »و نخواستن همه ی آن جانوران آدم خوار را از پیرامون ِ انسان بودن خویش می تاراند و آنگاه، آزاد ، سبکبار، غسل کرده و طاهر ، پاک و پارسا، «خود »شده و «مجرد»و «رستگار» ! انسان شده و بی نیاز ، به بلند ترین قله ی ِ رفیع معراج ِ تنهایی می رسد و آنجا همه ی «من» های دروغین و زشت را ، که گوری است بر جنازه ی ِ آن من ِ راستین و زیبا و خوب ، که همیشه در آن مدفون است و از چشم خویش نیز مجهول و از یاد خویش نیز فراموش ، فرو می ریزد،

با «ذکر» ، با «جهاد ِ بزرگ» و با «مردن پیش از » از درون ، به هجرت آغاز می کند ، هجرت از آنکه هست ، به سوی آنکه باید باشد.

تا…

به اخلاص میرسد و «بودنِ آدمی »به خلوص !خالص شدن برای او بروی او ،

اخلاص: «یکتایی»!

آری ، یک توئی !

آنگاه اینچنین «بنده ی خاشع »، که به بندگی خدا گونه ای شده است در زمین و اینچنین «دوستی خاکی»،

که در دوست داشتن ، خدائی شده است ، چه ! دوست داشتن اگر به اخلاص رسیده باشد ، دوست را با دوست مانند می کند

از زندگی زنده تر است و از خوشبختی جدی تر!

نیاز ، هراس، چشم داشت ، حق شناسی ، حق کشی ، خطر ، امنیت ، سود و زیان ، دشمنی ها و دوستی ها ، نفرین ها و آفرین ها ، شکست ها و توفیق ها ، شادی ها و غم ها…

که گرگ ها و کرکس هایی بودند ، وحشی و آدم خوار ، اکنون حشراتی شده اند بازیچه ی حقیر ِ مرد!

و مرد «جزیره ای در خویش »

در اقیانوس ِ وجود،

تنها و به خویش ،

اقلیمی از چهار سو ، محدود به خویش ، بی خطر ِ موج ،بی نیاز ِ ساحل

نیل به آب ، اما بی آلایش ِ آب ،

شکفته و گسترده در زیر بارش خورشید ، مکنده ی آفتاب!

و اکنون اوست که می تواند زندگی کند ،

تنها با طعام ِ عقیده و شراب ِ جهاد.

و بمیرد «شهیدوار»،

به همان زیبایی و درستی و آزادگی ، که زندگی می کند ، و اوست که چون صوفی نیست «شیعه» است ، بودائی نیست«مسلمان »است.

در همین معراج ِ تجرد نمی ماند ، باز می گردد ، به سوی خاک، بسوی خلق ، با کوله بار سنگین ِ :

بار سنگین ِ امانت،

تا بنگرد بر چهره ی یتیمی که بر او ، به خشونت ، تشر زده اند ، بر گرده ی اسیری که بر آن ، تازیانه ، خط ِ کبود ِ ستمی نقش کرده و بر گرسنه ی خاموشی که شرم ، مجال ِ مستمندی به وی نمی دهدو… بر نسلی که قربانی می شود و بر عصری که قهرمان می جوید و بر هر چه در زیر ِ آسمان می گذرد …

و او برای از دست دادن ، برای رنج کشیدن ، برای تحمل کردن و برای مردن تردید ندارد!

مرگ-

نه حلاج وار : “مرگی پاک ، در راهی پوک”

که علی وار : برای خشنودی ِ خدا یعنی در خدمت به خلق، برای او تنها کاری است در زندگی که خود نیز از آن سود می برد!

و علی ، تا لبه ی زهر اگین ِ پولاد را د پرده های مغزش حس می کند ، احساس می کند که بار سنگین آن امانتی که آسمان و و زمین و کوه های سنگ را می شکست ، از دوشش افتاد ، آزاد شد ! از شوق گوئی مژده ای را فریاد می کشد :

” به خداوند کعبه ، رها شدم ! “

اخلاص:

یکتائی در “زستن”،

یکتائی در “بودن”

یکتوئی در ” عشق”

دکتر علی شریعتی * نیایش

 

خدایا : مرا در ایمان « اطاعت مطلق بخش تا در جهان عصیان مطلق« باشم.


 
 
شخصیت شناسی توسط امضا
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٥
 

رقابت دانش آموزان مدارس بر سر امضا بسیار جالب است. شاید این موضوع را در دوران تحصیل خودتان تجربه کرده باشید. تعدادی دانش آموز که در گوشه ای از مدرسه یا کلاس ایستاده اند و بر روی یک تکه کاغذ خطوطی را به عنوان امضاء رسم می کنند و آن را به رخ یکدیگر می کشند. معمولا یکی از ملاک های امتیاز در این مرحله سنی دانش آموزان نوجوان در مورد امضا سخت بودن آن است یعنی از نظر آنان امضایی که جعل یا کپی برداری از روی آن برای دیگران مشکل تر باشد امضاء  بهتری است.
جالب است بدانید که اکثر خطوطی که به عنوان امضا از دوران نوجوانی انتخاب می شود اولین بار به صورت کاملا تصادفی رسم می گردد و همین روانشناسان را به این نتیجه رسانده که احتمال دارد مطالعه بر روی  این خطوط، گوشه ای از شخصیت افراد را آشکار کند. نتایج تحقیقات آنها نیز جالب است:
کسانی که به طرف عقربه های ساعت امضاء می‌کنند انسان‌های منطقی هستند.
کسانی که بر عکس عقربه‌های ساعت امضاء می کنند دیر منطق را قبول می‌کنند و بیشتر غیر منطقی هستند.
کسانی که از خطوط عمودی استفاده می کنند لجاجت و پافشاری در امور دارند.
کسانی که از خطوط افقی استفاده می کنند انسان‌های منظم هستند.
کسانی که با فشار امضاء می‌کنند در کودکی سختی کشیده‌اند.
کسانی که پیچیده امضاء می‌کنند شکاک هستند.
کسانی که در امضای خود اسم و فامیل می‌نویسند خودشان را در فامیل برتر می دانند.
کسانی که در امضای خود فامیل می‌نویسند دارای منزلت هستند.
کسانی که اسم شان را می‌نویسند و روی اسم شان خط می‌زنند شخصیت خود را نشناخته‌اند.
کسانی که به حالت دایره و بیضی امضاء می‌کنند ، کسانی هستند که می خواهند به قله برسند.
شما جزو کدام دسته هستید؟


 
 
حق این دانش آموزبیست است یاصفر
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٥
 

درکدام جنگ ناپلئون مرد؟

در اخرین جنگش

اعلامیه استقلال امریکا درکجا امضاشد؟

در پایین صفحه

علت اصلی طلاق چیست؟

ازدواج

علت اصلی عدم موفقیتها چیست؟

امتحانات

چه چیزهایی را هرگز نمی توان درصبحانه خورد؟

نهار و شام

چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است؟

نیمه دیگر ان سیب

اگر یک سنگ قرمز را در دریا بیندازید چه خواهد شد؟

خیس خواهد شد

یک ادم چگونه ممکن است هشت روز نخوابد؟

مشکلی نیست   شبها می خوابد

چگونه می توانید فیلی را با یک دست بلند کنید؟

شما امکان ندارد فیلی را پیدا کنیدکه یک دست داشته باشد

اگر در یک دست خود سه سیب و چهارپرتقال و در دست

دیگر سه پرتقال و چهار سیب داشته باشید

کلا چه خوهید داشت؟

دستهای خیلی بزرگ

اگر هشت نفر در ده ساعت یک دیوار را بسازند

چهارنفر ان را درچند ساعت خواهند ساخت؟

هیچچی چون دیوار قبلا ساخته شده

چگونه می توانید یک تخم مرغ خام را به زمین بتونی بزنید بدون ان که ترک بردارد؟

زمین بتونی خیلی سخت است و ترک بر نمی دارد


 
 
تفاوت پسرهابادخترهادرطرزاستفاده ازعابربانک
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٥
 

۱- با ماشین میرن به بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک.

۲- کارت رو داخل دستگاه میذارن.

۳- کد رمز رو میزنن، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن.

۴- پول و کارت رو میگیرن و میرن.

 

دخترها:

۱- با ماشین میرن دم بانک.

۲- به خودشون عطر میزنن.

۳- احتمالاً موهاشون رو هم چک میکنن.

۴- در پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن.

۵- در پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن.

۶- بلاخره ماشین رو پارک میکنن.

۷- توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن.

۸- کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه.

۹- کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون.

۱۰- دنبال کارت عابربانکشون میگردن.

۱۱- کارت رو وارد دستگاه میکنن.

۱۲- توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یاداشت کردن میگردن.

۱۳- کد رمز رو وارد میکنن.

۱۴- ۲دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن.

۱۵- کنسل میکنن.

۱۶- دوباره کد رمز رو میزنن.

۱۷- کنسل میکنن.

۱۸- مبلغ درخواستی رو میزنن.

۱۹- دستگاه ارور (خطا) میده.

۲۰- مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن.

۲۱- دستگاه ارور (خطا) میده.

۲۲- بیشترین مبلغ ممکن در خواست میکنن.

۲۳- پول رو میگیرن.

۲۴- برمیگردن به ماشین.

۲۵- آرایششون رو توی آینه عقب چک میکنن.

۲۶- توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن.

۲۷- استارت میزنن.

۲۸- پنجاه متر میرن جلو.

۲۹- ماشین رو نگه میدارن.

۳۰- دوباره برمیگردن جلوی بانک.

۳۱- از ماشین پیاده میشن.

۳۲- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر میدارن. (حواس نمی‌ذاره برای آدم)

۳۳- سوار ماشین میشن.

۳۴- کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده.

۳۵- احتمالاً یه نگاهی هم به موهاشون میندازن.

۳۶- میندازن توی خیابون اشتباه.

۳۷- برمیگردن.

۳۸- میندازن توی خیابون درست.

۳۹- پنج کیلومتر میرن جلو.

۴۰- ترمز دستی رو آزاد میکنن. (میگم چرا اینقدر یواش میره)


 
 
معما
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱
 

سقراط می گه یونانیها دروغ گو اند . خود سقراط یونانیه پس سقراط دروغ می گه که یونانیا دروغ گو اند . بنابراین یونانیها راست گو اند پس سقراط راست می گه که یونانیا دروغ می گن حالا شما بگین یونانیا راست گویند یا دروغ گو ؟متفکر


 
 
شناسنامه ی امام حسین(ع)
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱
 

 
 
چگونه شکمی صاف داشته باشیم
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱
 

:سئوالی که این روزها بیش از هر زمان دیگری شنیده می شود . متخصصین ورزشی در جواب این نکته را ذکر می کنند که اگر بخواهید شکمی صاف داشته باشید باید روی آن کار کنید . شکم لاغر نیازمند ترکیبی از تغذیه خوب ، سلامت قلب و عروق و ورزشهای شکمی می باشد . کسانیکه این سه را ترکیب کنند بهترین نتایج را خواهند گرفت .

تغذیه خوب برای سلامت کلی بدن یک جزء بسیار ضروری است . در صورتیکه اکثریت کالری مصرفی خود را از غذاهای آماده بدست بیاورید دارای بدنی ناسالم و فاقد مواد مغذی خواهید بود . از سوی دیگر انتخاب غذای مناسب باعث لاغر شدن خواهد بود . اگر غذای کامل و طبیعی بخورید می توانید به نسبت زمانیکه از غذاهای آماده استفاده می کنید غذای بیشتری بخورید .

اگر چه تعادل کالری های مصرف شده یا کالری های استفاده شده مهم است ولی فقط محاسبه ها کافی نیست . توصیه می شود که در روز پنج تا شش وعده غذا ولی با حجم کم مصرف کنید . به این ترتیب متابولیسم شما در تمام روز حفظ شده و به شما انرژی می دهد . و همچنین مانع پرخوری شما خواهد شد .

ورزش به تنهایی برای مصرف کالری ها خوب است ولی بدون کنترل رژیم غذایی فقط تکیه به ورزش یک راه طولانی و کند رسیدن به نتیجه است .

تحرک قلبی - عروقی به شکل دویدن ،‌ پیاده روی ، دوچرخه سواری می تواند به سوزاندن کالری ها کمک کند . ورزش آئروبیک همراه با یک رژیم غذایی متعادل می تواند به شما در کاهش چربی روی عضلات کمک کند .

بیشتر بهتر نیست

شما نمی توانید میزان چربی خود را کاهش دهید مگر با میزان زیادی ورزش شکم ( و یا انواعی از ورزشهای آئروبیک ) که غیرضروری و اتلاف وقت است .

عضلات شکمی از سه لایه تشکیل شده اند . عمیقترین لایه عضله ترانسورسوس ابدومینیس است که بعنوان کمربند بدن عمل کرده و حمایت و ثبات بدن را فراهم آورده و نقش مهمی در بازدم دارد . در وسط عضله رکتوس ابدومینیس است که باعث خم شدن ستوان فقرات به جلو می شود . سطحی ترین عضلات نیز مایل داخلی و خارجی هستند که تنه را چرخانده و برای بدن حرکات چرخشی و جانبی را ایجاد می کنند .

ورزش های زیر عمدتاً برای افراد در دهه دوم و سوم زندگی طراحی شده و هر چقدر سن بالاتر می رود این ورزش ها مشکل تر می شود زیرا چربی زیرجلدی بیشتری تجمع می یابد . اگر چه با برنامه ریزی دقیق حتی افراد در دهه چهارم و پنجم زندگی خود نیز می توانند به هدف مطلوب برسند .

از لحاظ ژنتیکی زنان نسبت به مردان دارای یک نکته منفی می باشند . بدن آنها چربی بیشتری از مردان ذخیره می کند . علت این مسئله این است که بدن زنان برای بارداری و تغذیه کودک طراحی شده و چربی منبع انرژی اولیه برای حمایت از تکامل جنین است . بعلاوه مردان با تمرینات مرتب سریعتر وزن خود را کاهش می دهند . کاهش شدید چربی بدن در زنان حتی ممکن است منجر به نامنظمی سیکل قاعدگی آنان شود .

اگر چه داشتن شکم کاملاً تخت و صاف یک هدف بسیار مشکل می باشد که نیازمند صرف وقت زیادی است ولی با این وجود دلایل مهم دیگری نیز برای ورزش شکم وجود دارد . عضلات شکم باعث بهبود وضعیت بدن ،‌ کاهش کمردرد و کاهش صدمات می شوند .

مؤثرترین ورزشهای شکم به شرح ذیل می باشد . این ورزش ها باید ۲ تا ۳ بار در هفته انجام شوند . ( برای مبتدیان دوبار در هفته برای شروع کافی است ) هر ورزش باید تا آخرین لحظه قدرت عضلات انجام شود که معمولاً بین ۹۰-۳۰ ثانیه طول می کشد . همچنین هر بار نباید بیش از ۲۰-۱۵ بار این حرکات را تکرار کرد . بین حرکات برای ۳۰ تا ۶۰ ثانیه استراحت کنید . روی انجام هر ورزش به شکل مناسب تمرکز کنید .

شماره ۱ - روی زمین دراز کشیده و زانوها را ۹۰ درجه خم کنید . کف پاها از همدیگر و از سطح زمین چند سانتیمتر فاصله داشته باشد . دست ها را کنار بدن بگذارید ( اگر تجربه بیشتری دارید دست ها را پشت گوش ها قرار دهید ) روی انقباض شکم تمرکز کنید و لگن خود را بالا آورده و به سمت قفسه سینه خود نزدیک کنید . در زمان انقباض عضلات ، نفس خود را خارج کنید . هنگام برگشت به وضعیت شروع هوا را بداخل بکشید .

 

 

شماره ۲ - این ورزش باعث فعالیت تمام تنه بخصوص عضله ترانسورسوس ابدومینیس می شود روی شکم خود دراز کشیده و سپس خود را روی انگشتان پا و ساعد بالا ببرید ( ساعد موازی شانه ها و روی زمین ) در حالیکه عضلات شکم را منقبض کرده و پشت خود را صاف نگه می دارید . این وضعیت را برای ۵ ثانبه حفظ کرده ، سپس استراحت کرده و تکرار کنید . نهایتاً سعی کنید که این وضعیت را برای ۹۰ ثانیه بدون استراحت برای یکبار حفظ کنید . اگر با تجربه تر باشید می توانید این ورزش را بجای ساعد روی دستها انجام دهید ( بعنوان یک مبتدی روی دستان و زانوها با ستون فقرات صاف شروع کرده و فقط عضلات شکم را هنگام بازدم منقبض کنید بدون اینکه پشت خود را حرکت دهید .


شماره ۳ - ( دوچرخه ) این ورزش روی عضلات مایل ورکتوس ابدومینیس مؤثر است . به پشت دراز کشیده در حالیه مفصل لگن و زانوها در حالت ۹۰ درجه خم شده باشند و سینه به بالا کشیده شده باشد و دستها پشت سر باشد پای چپ را بطرف جلو داده و در همان زمان زانوی راست را به سمت سینه کشیده و شانه چپ را به سمت زانوی راست بچرخانید مراقب باشید که بازو بصورت نچسبد . حرکات آهسته و کنترل شده بدون حرکت لگن داشته باشید .

در صورتیکه ورزشهای فوق بصورت منظم انجام شوند تغییر واضح در قدرت و توان تمام بدن ظرف شش هفته ملاحظه خواهد شد .

صبور باشید و معتقد باشید که شکم تخت امکان پذیر است .