خواندنی هاودیدنی ها

 
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢۸
 


 
 
داستانی عبرت آمیز
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢۸
 

نجار پیری بود، می خواست بازنشسته شود. او به کارفرمایش گفت که می خواهد ساختن خانه را رها کند و از زندگی بی دغدغه در کنار همسر و خانواده اش لذت ببرد.

 

کارفرما از اینکه دید کارگر خوبش می خواهد کار را ترک کند، ناراحت شد. او از نجار پیر خواست که به عنوان آخرین کار، تنها یک خانه دیگر بسازد. نجار پیر قبول کرد، اما کاملا مشخص بود که دلش به این کار راضی نیست. او برای ساختن این خانه، از مصالح بسیار نامرغوبی استفاده کرد و با بی حوصلگی، به ساختن خانه ادامه داد.

وقتی کار به پایان رسید، کارفرما برای وارسی خانه آمد. او کلید خانه را به نجار داد و گفت :" این خانه متعلق به توست. این هدیه ای است از طرف من برای تو".

 

نجار یکه خورد. مایه تاسف بود! اگر می دانست که خانه ای برای خودش می سازد، حتما کارش را به گونه ای دیگر انجام می داد...

 


 
 
تصاویری ازساخت برج آزادی
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢۸
 


 
 
منظره ای تکرارنشدنی
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٧
 


 
 
عوارض قرص های لاغری
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٧
 

با توجه به اینکه چاقی یکی از معضلات عصر حاضر است بسیاری افراد برای کاهش وزن از قرصهای لاغری استفاده می کنند در صورتی که عوارض منفی این قرصها به مراتب بیشتر از فایده آنهاست.
به گزارش خبرنگار مهر به نقل از بی.بی.سی تحقیقات نشان داده مصرف قرصهای لاغری ممکن است با ایجاد وقفه در متابولیسم بدن برای مدت کوتاهی موجب کم اشتهایی و کاهش ناچیز وزن شود اما تاثیر پایدار نداشته و موجب بروز عوارض زیادی نیز می شود و در مواردی هم مصرف زیاد آنها ایجاد مسمومیت می کند.

بنابر همین گزارش ایجاد وقفه در متابولیسم طبیعی بدن پس از مدتی موجب بروز عوارض گوناگون گوارشی می شود و در عین حال وقتی فرد متوجه شود که دوباره به وضعیت قبل برگشته و قرصها تاثیر چندانی نداشته عموماً از نظر روحی افسرده تر می شود.

حتی در مواردی مشاهده شده افراد به عنوان آخرین راه اقدام به استفاده از انواع قرصهای لاغری کرده اند اما نهایتاً پس از ناامیدی دست به خودکشی زده اند.

بررسی ها نشان می دهد قرصهای لاغری به هیچ وجه نمی تواند موجب کاهش بیش از 5 درصد از وزن بدن شود و این برای افراد چاق به منزله هیچ است.

از طرف دیگر متخصصان هشدار می دهند که نه فقط به منظور عدم رسیدن به وزن دلخواه بلکه به منظور به خطر نینداختن وضعیت سلامت عمومی از خوردن قرصهای لاغری جداً پرهیز نمایید.


 
 
زنگ خنده
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٦
 

غضنفر به زنش میگه 4 تا حیوون بگو که با خ شروع بشه؟

زنش میگه : خودت ، خواهرت ، خیرندیده مادرت ، خدابیامرز پدرت.

.....

به غضنفر میگن بهترین شهر دنیا کجاست؟ میگه سانفرانسیسکو . میگن بنویسش میگه غلط کردم قم.

.....

خسیسه مهمون براش میاد میگه اگه شام نخوردید مرغ هست بگم تخم کنه!!

.....

چک نوشتن خنگول : 23000 ریال ، معادل دو سه هزار تومن.

.....

پسر غضنفر رو از مدرسه اخراج میکنند. غضنفر میاد مدرسه میگه : چرا بچه ی منو اخراج کردین؟ معلم میگه : آخه ازش پرسیدم تخت جمشید رو کی آتیش زده؟ جواب نداد. غضنفر میگه این که اخراج کردن نمیخواست من خودم نجارم ، میگفتین ، برای جمشیدآقا یه تخت جدید درست می کردم.

.....

 

یارو میره دیوونه خونه میبینه همه تو صف واستادن دارن یکییکی تو یه سوراخه نگاه میکنن بعد دوباره میرن ته صف وامیسن. یارو کنجکاو میشه ببینه تو سوراخه چه خبره، خودش هم میره تو صف وامیسه و تو سوراخه رو نگاه میکنه هیچی نمیبینه، یه بار دیگه تو صف وامیسه بازم هیچی نمیبینه،از یکی میپرسه: شما چی رو نگاه میکنین؟ من که هر چی نگاه میکنم هیچی نمیبینم. یارو بهش میگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داریم این تو رو نگاه میکنیم هنوز هیچی نمیبینیم، تو میخوای با دو بار نگاه کردن چیزی ببینی؟!

.....

 

غضنفر کتاب فروشی باز میکنه، بعد از یک هفته میان درشو تخته میکنند. رفقاش ازش میپرسن چرا در مغازت رو بستن؟ میگه: والله هیچی، ما فقط زده بودیم قرآن2 رسید!

.....

غضنفرمیخواسته بیاد تهران، میره ترمینال از یه راننده میپرسه آقا بلیط تهران چند؟ رانندهه میگه: اگه جلو بشینی 5000 تومن وسط 3000 تومن رو بوفه 1000 تومن، بعد میخواد یکم یارو رو سر کار بذاره، میگه:اگه دنبال اتوبوس هم بدویی 300 تومن! غضنفریک نگاه به کیف پولش میکنه، میگه: خوبه دنبالش میدوم! خلاصه 300 تومن میدهو بسمالله شروع میکنه دنبال اتوبوس دویدن. نزدیکای غروب اتوبوس داشته از نزدیکای کرج رد میشده،رانندهه میبینه غضنفرهی داره از عقب اشاره میکنه، شاگردش میگه: بابا نگه دار سوار شه. هوا داره تاریک میشه سختشه، بیچاره 300 تومن هم که داده. راننده هم نگه میداره غضنفرنفس نفس زنان و شاکی میاد جلو میگه: اینجا کرج بود؟ راننده میگه:آره. غضنفرمیگه:خوب مرتیکه خر چرا هر چی علامت میدم نگه نمیداری؟! من میخواستم کرج پیاده شم!

.....

 

غضنفر میره قنادی، میگه: ببخشید کیک هفتاد طبقه دارید؟! یارو میگه: نخیر نداریم. فردا دوباره غضنفر  میاد، میپرسه: شرمنده، کیک هفتاد طبقه دارید؟ باز قناده میگه: نخیر نداریم. خلاصه یک هفته تمام هر روز کار غضنفر این بوده که بیاد سراغ کیک هفتاد طبقه بگیره و قناده هم هرروز جواب میداده که نداریم. آخر هفته قناده با خودش میگه: این بابا که مشتری پایس... بگذار یک کیک هفتاد طبقه براش بپزیم، یک پول خوبی هم شب جمعهای بزنیم به جیب. خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه-جمعه رو میگذاره یک کیک خوشگل هفتاد طبقه ردیف میکنه. شنبه اول صبح غضنفر میاد، میپرسه: ببخشید، کیک هفتاد طبقه دارید؟! یارو با لبخند بر لب میگه: بعله که داریم، خوبشم داریم! غضنفر میگه: قربون دستت، 500 گرم از طبقة بیست چهارمش به ما بده!

.....

مناجات یک تیبل با خدا : خدایا راه راست را به سوی ما هدایت فرما.

.....

به معتاده میگن بیژنی؟ میگه : نه بابا من ژن دارم.

 


 
 
کوچکترین مردجهان
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٤
 

خاگندرا تاپا ماگار :: Khagendra Thapa Magar


 
 
 
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢۳
 

 

لبخندعیدنوروزبرهموطنان عزیزمبارکلبخند


 
 
محبت
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٢
 


 
 
ابجد110
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢۱
 

صد و ده (110) به حساب حروف ابجد مطابق نام علی (ع) است. و هیچ ربطی به شخص حضرت علی (ع) ندارد بلکه فقط نام علی به حساب حروف ابجد صد و ده می شود.
حروف ابجد عبارتند از:اَبًجُدً ـ هُوُّزْ ـ حْطّی ـ کَلَمُنً ـ سُعًفَص ـ قَرُشَت ـ ثَخِّذْ ـ ضَظِغْ
حساب ابجد عبارت از
الف = 1، ب = 2، ج = 3، د = 4، هـ = 5، و = 6، ز = 7، ح = 8، ط = 9، ی = 10، ک = 20، ل = 30، م = 40، ن = 50، س = 60، ع = 70، ف = 80، ص = 90، ق = 100، ر = 200، ش = 300، ت = 400، 3 - 500، خ = 600، ذ - 700، ض = 800، ظ = 900، غ = 1000
بنابراین نام علی مساوی با 110 است زیرا "ع" مساوی با 70 و "ل" مساوی با 30 و "ی" مساوی با 10 و جمع آن 110 است.
در زمان های سابق در بعضی از جاها که شیعیان درحال تقیه بودند و نمی توانستند به طور علنی نام حضرت علی (ع) را ببرند به نمک قسم یاد می کردند و منظورشان علی (ع) بود زیرا نمک به حساب ابجد مساوی با 110 است.


 
 
هم کلاسی های خوبم
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٠
 


 
 
بدون شرح
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٠
 


 
 
مدل کفش2012
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٩
 

مدل کتونی های پسرانه جدید و مد 2012


 
 
ضریب هوشی افرادمشهوردنیا
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱۸
 
Albert Einstein
Albert Einstein
IQ Score 160
Albrecht Haller
Albrecht Haller
IQ Score 190
Alexander Pope
Alexander Pope
IQ Score 180
Andrew Jackson
Andrew Jackson
IQ Score 123
Andrew Wiles
Andrew Wiles
IQ Score 170
Andy Wharhol
Andy Wharhol
IQ Score 86
Anthonis Dyck
Anthonis Dyck
IQ Score 155
Antoine Arnauld
Antoine Arnauld
IQ Score 190
Arne Beurling IQ SCORE 180
Arne Beurling
IQ Score 180
Arnold Schwarzenegger IQ SCORE 135
Arnold Schwarzenegger
IQ Score 135
Aruch Spinoza-IQ SCORE 175
Baruch Spinoza
IQ Score 175
Beethoven IQ SCORE 165
Beethoven
IQ Score 165
Ben Franklin IQ SCORE 160
Ben Franklin
IQ Score 160
Benjamin Netanyahu IQ SCORE 180
Benjamin Netanyahu
IQ Score 180
bill clinton IQ SCORE 137
Bill Clinton
IQ Score 137
Bill Gates IQ SCORE 160
Bill Gates
IQ Score 160
Blaise PascalIQ SCORE 195
Blaise Pascal
IQ Score 195
Bobby Fischer IQ SCORE 187
Bobby Fischer
IQ Score 187
Carl Linne IQ Score 165
Carl Linne
IQ Score 165
Charles Darwin IQ Score 165
Charles Darwin
IQ Score 165
Charles Dickens IQ Score 180
Charles Dickens
IQ Score 180
Christopher Langan IQ Score 195
Christopher Langan
IQ Score 195
Copernicus <br>IQ Score 160
Copernicus
IQ Score 160
David Hume IQ Score 180
David Hume
IQ Score 180
Dolph Lundgren IQ Score 160
Dolph Lundgren
IQ Score 160
Donald Byrne IQ Score 170
Donald Byrne
IQ Score 170
Dr. David Livingstone IQ Score 170
Dr. David Livingstone
IQ Score 170
Dwight Eisenhower IQ Score 122
Dwight Eisenhower
IQ Score 122
Emanuel Swedenborg IQ Score 205
Emanuel Swedenborg
IQ Score 205
FDR IQ Score 147
FDR
IQ Score 147
Felix Mendelssohn IQ Score 165
Felix Mendelssohn
IQ Score 165
Friedrich Hegel IQ Score 165
Friedrich Hegel
IQ Score 165
Friedrich Schelling IQ Score 190
Friedrich Schelling
IQ Score 190
Galileo IQ Score 185
Galileo
IQ Score 185
Garry Kasparov IQ Score 190
Garry Kasparov
IQ Score 190
Geena Davis IQ Score 140
Geena Davis
IQ Score 140
George Berkeley IQ Score 190
George Berkeley
IQ Score 190
George Eliot IQ Score 160
George Eliot
IQ Score 160
George Friedrich Handel IQ Score 170
George Friedrich Handel
IQ Score 170
George H.W. Bush Q Score 98
George H.W. Bush
IQ Score
98
George Sand IQ Score 150
George Sand
IQ Score 150
George W. Bush Q Score 125
George W. Bush
IQ Score 125
George Washington IQ Score 118
George Washington
IQ Score 118
Gerald Ford IQ Score 121
Gerald Ford
IQ Score 121
Gottfried Leibniz IQ Score 205
Gottfried Leibniz
IQ Score 205
Hans Christian Andersen IQ Score 145
Hans Christian Andersen
IQ Score 145
Harry Truman IQ Score 132
Harry Truman
IQ Score 132
Hillary Clinton IQ Score 140
Hillary Clinton
IQ Score 140
Honore De Balzac IQ Score 155
Honore De Balzac
IQ Score 155
Hugo Grotius IQ Score 200
Hugo Grotius
IQ Score 200
Hypatia IQ Score 170
Hypatia
IQ Score 170
Immanuel Kant IQ Score 175
Immanuel Kant
IQ Score 175
Jayne Mansfeld IQ Score 149
Jayne Mansfeld
IQ Score 149
James Cook IQ Score 160
James Cook
IQ Score 160
James Watt IQ Score 165
James Watt
IQ Score 165
James Woods IQ Score 180
James Woods
IQ Score 180
Jean Auel IQ Score 140
Jean Auel
IQ Score 140
JFK IQ Score 119
JFK
IQ Score 119
Jimmy Carter IQ Score 156
Jimmy Carter
IQ Score 156
Jodie Foster IQ Score 132
Jodie Foster
IQ Score 132
Johann Sebastian Bach IQ Score 165
Johann Sebastian Bach
IQ Score 165
Johann Strauss IQ Score 170
Johann Strauss
IQ Score 170
Johann Goethe IQ Score 210
Johann Goethe
IQ Score 210
Johannes Kepler IQ Score 175
Johannes Kepler
IQ Score 175
John Adams IQ Score 137
John Adams
IQ Score 137
John Locke IQ Score 165
John Locke
IQ Score 165
John Quincy Adams IQ Score 175
John Quincy Adams
IQ Score 175
John Stuart Mill IQ Score 200
John Stuart Mill
IQ Score 200
John Sununu IQ Score 180
John Sununu
IQ Score 180
Jola Sigmond IQ Score 161
Jola Sigmond
IQ Score 161
Jonathan Swift IQ Score 155
Jonathan Swift
IQ Score 155
Joseph Haydn IQ Score 160
Joseph Haydn
IQ Score 160
Joseph Lagrange IQ Score 185
Joseph Lagrange
IQ Score 185
Judith Polgar IQ Score 170
Judith Polgar
IQ Score 170
Kim Ung Yong IQ Score 200
Kim Ung Yong
IQ Score 200
Leonardo Da Vinci IQ Score 220
Leonardo Da Vinci
IQ Score 220
Lord Byron IQ Score 180
Lord Byron
IQ Score 180
Ludwig Wittgenstein IQ Score 190
Ludwig Wittgenstein
IQ Score 190
Lyndon B. Johnson IQ Score 126
Lyndon B. Johnson
IQ Score 126
Madame De Stael IQ Score 180
Madame De Stael
IQ Score 180
Madonna IQ Score 140
Madonna
IQ Score 140
Marilyn Vos Savant IQ Score 186
Marilyn Vos Savant
IQ Score 186
Martin Luther IQ Score 170
Martin Luther
IQ Score 170
Michelangelo IQ Score 180
Michelangelo
IQ Score 180
Miguel Cervantes IQ Score 155
Miguel Cervantes
IQ Score 155
Napoleon IQ Score 145
Napoleon
IQ Score 145
Neil Peart IQ Score 150
Neil Peart
IQ Score 150
Nicole Kidman IQ Score 132
Nicole Kidman
IQ Score 132
Paul Allen IQ Score 160
Paul Allen
IQ Score 160
Philip Emeagwali IQ Score 190
Philip Emeagwali
IQ Score 190
Philipp Melanchthon IQ Score 190
Philipp Melanchthon
IQ Score 190
Pierre Laplace IQ Score 190
Pierre Laplace
IQ Score 190
Plato IQ Score 170
Plato
IQ Score 170
Quinton Tarantino IQ Score 160
Quinton Tarantino
IQ Score 160
Ralph Waldo Emerson IQ Score 155
Ralph Waldo Emerson
IQ Score 155
Raphael IQ Score 170
Raphael
IQ Score 170
Rembrandt IQ Score 155
Rembrandt
IQ Score 155
Rene Descartes IQ Score 185
Rene Descartes
IQ Score 185
Richard Nixon IQ Score 143
Richard Nixon
IQ Score 143
Richard Wagner IQ Score 170
Richard Wagner
IQ Score 170
Robert Byrne IQ Score 170
Robert Byrne
IQ Score 170
Ronald Reagan IQ Score 105
Ronald Reagan
IQ Score 105
Rousseau IQ Score 150
Rousseau
IQ Score 150
Sarpi IQ Score 195
Sarpi
IQ Score 195
Shakira IQ Score 140
Shakira
IQ Score 140
Sharon Stone IQ Score 154
Sharon Stone
IQ Score 154
Sigmund Freud IQ Score 156
Sigmund Freud
IQ Score 156
Sir Clive Sinclair IQ Score 159
Sir Clive Sinclair
IQ Score 159
Sir Francis Galton IQ Score 200
Sir Francis Galton
IQ Score 200
Sir Issac Newton IQ Score 190
Sir Issac Newton
IQ Score 190
Sir William Pitt IQ Score 190
Sir William Pitt
IQ Score 190
Sofia Kovalevskaya IQ Score 170
Sofia Kovalevskaya
IQ Score 170
Stephen Hawking IQ Score 160
Stephen Hawking
IQ Score 160
Thomas Chatterton IQ Score 180
Thomas Chatterton
IQ Score 180
Thomas Jefferson IQ Score 160
Thomas Jefferson
IQ Score 160
Thomas Wolsey IQ Score 200
Thomas Wolsey
IQ Score 200
Ulysses S. Grant IQ Score 130
Ulysses S. Grant
IQ Score 130
Voltaire IQ Score 190
Voltaire
IQ Score 190
William Sidis IQ Score 200
William Sidis
IQ Score 200
Mozart IQ Score 165
Mozart
IQ Score 165

 
 
طبیعت زمستان
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱۸
 


 
 
برج های مخابراتی جهان
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٦
 

پرونده:Tallest towers in the world.PNG


 
 
مشخصات افرادتیزهوش
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٥
 
رشد بدنی کودکان تیزهوش به طور متوسط بیشتر از کودکان معمولی است.( اگه خیلی براتون مهمه برید اندازه گیری کنید) این گروه از نظر قد , بلندتر و از نظر وزن سبکتر از حد متوسط هستند.مطالعات پزشکی نشان داده که تیزهوشان نسبت به کودکان عادی کمتر بیمار می شوند و میزان نثص حسی پوسیدگی دندان ضعف عمومی سو تغذیه و ... در آنها کمتر از میزانیست که در تاریخچه پزشکی کودکان در مدارس دولتی گزارش شده است.

 

علاوه بر این قد ,وزن , انرژی عضلانی در سرعت عمل , مقاومت در مقابل خستگی , انرژی قابل توجه در فعالیت های جسمی و فکری این افراد تقریبا همیشه از همسالان بهتر است. از لحاظ جسمی سالم اند و والدینشان در سالهای جوانی صاحب فرزند شده اند. سن پدران بیشتر بین ۳۰ تا ۳۵ و مادران ۲۵ تا ۲۸ سال گزارش شده است.

حرف زدن در افراد عادی بطور متوسط بین ۱۳ تا ۱۵ ماهگی شروع می شود اما تیزهوشان از ۱۱ ماهگی می توانند صحبت کنند. 


 
 
معمای جالب مهندسی
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٥
 
یک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند.
برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟
مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید.
برنامه‌نویس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است.
من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید ۵ دلار به من بدهید.
بعد شما از من یک سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به شما می‌دهم.
مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد.
این بار، برنامه‌نویس پیشنهاد دیگرى داد.گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ۵٠ دلار به شما می‌دهم.
این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامه‌نویس بازى کند.

برنامه‌نویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟»
مهندس بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد.
حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا می‌رود ۳پا دارد و وقتى پائین می‌آید ۴ پا؟»
برنامه‌نویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد.
آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد.
باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد.
سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت .
و با یکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.

بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ۵٠ دلار به او داد.
مهندس مودبانه ۵٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد.
برنامه‌نویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟»
( شما هم می توانید قبلا حدس بزنید)
مهندس دوباره بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد

دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد و رویش را برگرداند و خوابید …


 
 
معمای جالب مهندسی
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٥
 
یک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند.
برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟
مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید.
برنامه‌نویس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است.
من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید ۵ دلار به من بدهید.
بعد شما از من یک سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به شما می‌دهم.
مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد.
این بار، برنامه‌نویس پیشنهاد دیگرى داد.گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ۵٠ دلار به شما می‌دهم.
این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامه‌نویس بازى کند.

برنامه‌نویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟»
مهندس بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد.
حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا می‌رود ۳پا دارد و وقتى پائین می‌آید ۴ پا؟»
برنامه‌نویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد.
آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد.
باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد.
سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت .
و با یکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.

بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ۵٠ دلار به او داد.
مهندس مودبانه ۵٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد.
برنامه‌نویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟»
( شما هم می توانید قبلا حدس بزنید)
مهندس دوباره بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد

دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد و رویش را برگرداند و خوابید …


 
 
معما
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱۳
 

سوالی که فقط پیش دبستانی ها درست جواب

 دادند نه آدم بزرگ ها !

.

.

.

از بچه های پیش دبستانی این سوال پرسیده شد:
اتوبوس شکل زیر در حال حرکت به کدام سمت است؟

با دقت به تصویر نگاه کنید. آیا جواب این سوال را می دانید؟
راهنمایی: یکی از جهت های راست یا چپ…
یه کم دیگه فکر کنید…
نمی دونید؟ باشه بهتون می گم.

 

اتوبوس طنز طنز ایران

————————————-
همه ی بچه های پیش دبستانی پاسخ دادند به سمت چپ

پرسیدیم چرا؟ پاسخ دادند:

چون درب اتوبوس در شکل دیده نمی شود!!!!!!!!!!!

........... زیاد سخت نگیر .............


 
 
تفاوت دانش آموزان تیزهوش بامتوسط
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱۳
 

زندگی دانش آموز تیزهوش تیزهوشان

 

مدرسه:شکنجه گاهی که با دوستان سهیم میشیم.                                                     

کتاب های وزارتی(کتاب هایی که همه ی بچه ها میخونن):فوت آب.

امتحان:شما بگو چند کیلو لازم داری؟

وزن کیف:۱۰ کیلو.

وسایل کیف:۱۰ کتاب درسی و کمک درسی،یک جامدادی پر از مداد،یک عدد شکلات برای بالا بردن قند خون،دستمال کاغذی.        

فعالیت ها:عضو گروه  تئاتر،سرود و هلال احمر،شرکت در المپیادهای فیزیک ،ریاضی،علوم.

کابوس:کم آوردن ۴ صدم در معدل.

بیماری ها:دیسک کمر،آلزایمر،فشار عصبی،سر گیجه،تنگی نفس.

رشته تحصیلی:مهندسی سیم کشی موبایل و یا لوله کشی تلفن در قندیل آباد.

نتیجه:آخرش به جنون میرسه میگن از اول هم آدم بشو نبود!

 

زندگی دانش آموز متوسط مدرسه عادی

 مدرسه:میریم خستگی در کنیم.

کتاب های وزراتی:نمیدونم چه اصراریه مطالب این کتاب ها رو سخت بدن!

امتحان:سخته ولی بی خیال بابا!

وزن کیف:زیر ۸۰۰ گرم.

وسایل کیف:۸ تا پوستر شاهرخ استخری و سیاوش خیرابی،موبایل،mp4 ،کتاب چگونه معلمان را ذله کنیم؟،یک عدد کتاب ریاضی که که بدبخت اون ته مچاله شده!

فعالیت ها:عضوی از کلاس و مدرسه.

کابوس:زیر۱۰ شدن معدل.

بیماری ها:عطسه های گاه و بیگاه موقع امتحان.

رشته تحصیلی:مهندسی معماری صنعتی شریف تهران.

نتیجه:آخرش در شغل و زندگی موفق میشه میگن از اول هم معلوم بود خوشبخته!

البته طنز دیگه شما هم این جسارت مارو زیاد جدی نگیرید و خدای نکرده ناراحت نشیدها..!


 
 
بدون شرح
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٢
 


 
 
رنگ سال2012
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱۱
 

موسسه رنگ «پنتون» ، رنگ سال 2012 را تعیین و معرفی کرده است .

به گزارش «تابناک» ، «واشنگتن پست» در این باره نوشته است که جهان سال آینده به رنگ خاکستری نیاز ندارد ، جهان به رنگی نیاز دارد که از آن انگیزه ، انرژی و شجاعت برای اقدام برخیزد به همین جهت موسسه رنگ «پنتون» براساس تحلیل روانشناسان خود رنگ نارنجی مایل به سرخ را به عنوان رنگ سال 2012 انتخاب کرده است .

 



بر اساس این گزارش ، «لیتریک ایزمن» مدیر اجرایی شرکت پنتون که استاندارد رنگ های لباس و صنایع خانگی را تعیین می کند در این باره گفته است که این رنگ بر اساس ایده تحرک و ایجاد انگیزه انتخاب شده است .

پیش بینی هر سالانه رنگ بر اساس نیاز مشتریان و آنچه آنان می خواهند صورت می گیرد و بلافاصله مورد استفاده طراحان مختلف قرار می گیرد. مدیر اجرایی پنتون در همین باره گفته است که این انتخاب یک انتخاب سلیقه ای نیست ، ما به نوعی روح زمانه را درمی یابیم و به همه خواست های دور و برمان نگاه می کنیم .

وی همچنین در این باره اضافه کرده است که مشتری نقشی اساسی در احیای اقتصاد دارد و این نارنجی مایل به سرخ است که آدرنالین تولید کرده و مشتری را به فعالیت بیشتر در جهت خرید تشویق می کند ، سالهای قبل هم صورتی گرم ، فیروزه ای و زرد هم بر اساس دلایلی خاص انتخاب شده بودند .

اگر چه انتخاب رنگ سال توسط موسسه پنتون تاثیر بسیار بالایی در تعیین رنگ البسه و وسایل دکوراسیون خانگی در کشور های غربی می گذارد ، اما این بدین معنی نیست که رنگ های دیگر مورد بی توجهی طراحان و تولید کنندگان قرار می گیرد ، بلکه بر اساس نیاز مشتری این رنگ ، رنگ غالب در طراحی و تولید در چنین صنایعی می گردد.

لازم به ذکر است که توجه به معرفی رنگ سال عمدتا مورد توجه جوانان و افرادی است که به دنبال مدگرایی هستند ، به همین خاطر هم در کشورهای غربی که اساس اقتصاد را بر مصرف گرایی بنیان نهاده اند ، تلاش هایی از این دست به وفور به چشم می خورد که متاسفانه با همان شکل و سیاق هم وارد جامعه ایرانی شده است بدون اینکه تغییری در ماهیت و هدف آن صورت بگیرد .

این در حالی است که ممکن است فضای روانی و اجتماعی جامعه ایرانی به کلی متفاوت از جامعه ای دیگر باشد که این هم در انتخاب رنگ ها برای وسایل مختلف بسیار تاثیر گذار است .


 
 
پرنده ی شاهین
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٠
 

این پرنده ی فوق الاده قدرتمندوبسیارزیباازجمله پرندگانی است که هنوزهم اسرارش نهفته باقی مانده است شجاعت این پرنده قابل تحسین است زیرادیده شده است که به عقاب نیزحمله کندوعقاب موردشکاراین پرنده بارهاقرارگرفته است این پرنه حتی قادربه شکارگوسفندان نیزاست وشایدیکی ازدلایل شکاراین پرندگان توسط کشاورزان ومزرعه داران همین نکته باشد.


 
 
بدون شرح
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٠
 


 
 
سبک نقاشی های سهراب سپهری
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٩
 

 

دستمایه‌ اصلی‌ کارهای‌ سپهری‌ اشکال‌ ساده‌ شده‌ طبیعت‌ است‌. 

 

حتی‌ یک‌ خط‌ راست‌.این‌ ساده‌ترین‌ وسیلة‌ بیانی‌ در نقاشی‌ ـ اغلب‌ در کارهای‌ سپهری‌ طوری‌ ترسیم‌ شده‌ است‌ که‌ یاافق‌ فراخ‌ کویر را به‌ یاد آورد و یا راستای‌ درختی‌ سر به‌ آسمان‌ نهاده‌ را.

 کوههای‌ دور دست‌ که‌در ایران‌ مرکزی‌ هر کجا برویم‌ در انتهای‌ چشم‌ انداز حضور دارند. تپه‌های‌ مواج‌ که‌ از کوهها نزدیکترند مسیر نهری‌ که‌ شیب‌ تپه‌ را می‌برد و قطاری‌ از 

درختهای‌ بید را به‌ سوی‌ آبادی‌می‌برد، خانه‌های‌ بهم‌ چسبیده آبادی‌. بام‌ قوس‌ دار خانه‌ گوشه‌ای‌ از در و دیوار خانه‌ در ارتباط‌با شاخة‌ یک‌ درخت‌، تنة‌ درخت‌، سرشاخه‌های‌ آن‌، علفهای‌ خشک‌ 

و پا جوشهای‌ اطراف‌ تنه‌،یک‌ گل‌ وحشی‌، شقایق‌ یا آلاله‌، اینجا یا کمی‌ دورتر آنجا، چند تخته‌ سنگ‌، یک‌ برکة‌ کوچک‌...اینجا موضوعات‌ مورد توجة‌ نقاش‌ است‌.

از فرمهای‌ اولیة‌ سهراب‌، طرح های‌ سیاهی‌ بود که‌ با قلم‌ موئی‌ پهن‌ بر زمینة‌ سفید کاغذ طرح‌ کرده‌ بود. فرم هایی‌ مانند خار یا بوته‌ که‌ با حرکتی‌ تند بر زمینة‌ سفید کاغذ نقش‌ بسته ‌بودند. 

شاید این‌ طرح های‌ اولیه‌ که‌ به‌ مرور آرام‌ آرام‌ در دستهای‌ او پخته‌ شدند. عظمت‌ رنگها کم‌ شدند و رقتی‌ یافتند صاف‌ شدند و شفاف‌ شدند.

در طراحی‌، سپهری‌ سرعت‌ عمل‌ و تیزدستی‌ را می‌پسندید. به‌ منظور رها کردن‌جزئیات‌ کم‌ اهمیت‌ و رسیدن‌ به‌ جوهر اصلی‌ اشیاء و چشم‌ خود را عادت‌ داده‌ بود تنهاخطوط‌ اصلی‌ را بیند.

 حتی‌ گاه‌ به‌ تنگ‌ کردن‌ حوزه‌ دید خود از طریق‌ بهم‌ فشردن‌ پلک ها اکتفانمی‌کرد و شب‌ هنگام‌ را برای‌ طراحی‌ انتخاب‌ می‌کرد، در تاریکی‌

کویر زیر نور ستاره‌های‌رخشان‌، تنها اساسی‌ترین‌ خطوط‌ کوه‌ و هامون‌ و درخت‌ را می‌توان‌ دید، نه‌ بیش‌. به‌ بازی‌ سایه‌و روشن‌ نور نیز اعتنایی‌ 

نداشت‌، چه‌ شب‌ بود و چه‌ روز. می‌گفت‌ مثل‌ نقاشی های‌ مینیاتور هرچیزی‌ را با ارزش‌ ذاتی‌ رنگ‌ آن‌ باید دید. برگ‌ درخت‌ همیشه‌ سبز است‌ 

و به‌ صرف‌ اینکه‌ درسایه‌ قرار گرفته‌ باشد کورتر و قهوه‌ای‌تر به‌ نظر نمی‌آید. گل‌ شقایق‌ همیشه‌ سرخ‌ است‌ اگر همه‌تاریکی‌ شب‌ دیده‌ شود.


به‌ این‌ شکل‌ بود که‌ دوران‌ فرمالیسمی‌ کارهای‌ سهراب‌ خیلی‌ زود سپری‌ شد. دوران‌فرمالیسم‌ در کار هر آغاز گر دوران‌ شیفتگی‌ به‌ فرم‌ و فن‌ است‌ نه‌ شیفتگی‌ به‌ محتوی‌. دوران‌سیاه‌ مشق‌

است‌ و گاه‌ هنرمندان‌ ما تا به‌ آخر معتاد و اسیر آن‌ می‌شوند و از گفتن‌ و اندیشیدن‌ بازمی‌مانند.

سهراب‌ همچون‌ برخی‌ دیگر از نقاشان‌ نوپرداز، در ابتدا به‌ کوبیسم‌ سپس‌ به‌سورئالیسم‌ متمایل‌ می‌شود. اگر وجود گرایش‌ کوبیسمی‌ را تحت‌ تأثیر تعلیمات‌ ضیاپور(1299ـ1378 ش‌) تلقی‌ کنیم‌.

 رایش‌ بعدی‌ احتمالاً با درون‌ گرایی‌ روشنفکران‌ ایرانی‌ پس‌ از کودتای‌ 28 مرداد بی‌ ارتباط‌ نیست‌. اما سپهری‌ در همان‌ سالها هم‌ به‌ خاور دور فکر می‌کند.

نقاشی‌های‌ سپهری‌ نقاشی‌هائیست‌ خالص‌ ایرانی‌. ترکیب های‌ او چهره‌ نجیب‌ و ساده‌طبیعت‌ ایران‌ را نشان‌ می‌دهد. کارهای‌ او مثل‌ تمام‌ آثار 

ایرانی‌ فروتنانه‌ ابعاد جواهر گونه‌ وعمیق‌ فکر و زندگی‌ ایرانی‌ را مجسم‌ می‌کند.نقوش‌ فکر شده‌ای‌ که‌ روی‌ یک‌ بادیه‌ مسی‌ نقر شده‌ است‌. 

تراشی‌ که‌ روی‌ یک‌ قاشق‌چوبی‌ انداخته‌اند. طرحی‌ که‌ بر روی‌ یک‌ کوزه‌ گلی‌ افتاده‌ است‌. شعری‌ که‌ در نقوش‌ یک‌ نمد یاگلیم‌ بافته‌ در آمده‌ است‌ 

عظمت‌ هنری‌ طبیعی‌ و خالص‌ که‌ زمینه‌ قالی‌ را پر کرده‌ است‌.

 نقش‌ ونگار آجرها، درها، پنجره‌ها، جلدها... همه‌ زیر دست‌ و پای‌ زندگی‌ خاضعانه‌ مردم‌ ما با سادگی‌محض‌ تا طی‌ شده‌اند. نقاشی‌های‌ سهراب‌ 

همان‌ طرحهای‌ فکر شده‌ را دارد. همان‌ رنگهای‌بومی‌ و مردمی‌ را دارد همان‌ سادگی‌ و فروتنی‌ را دارد. شفافیت‌ رنگهایش‌ همان‌ تابناکی‌ نور 

رادارد. اجرای‌ کارهایش‌ همان‌ بی‌ تکلفی‌ را در تابلوهایش‌ ریخته‌ است‌. 

اینگونه‌ اجرا کردن‌ و اینگونه‌ نقاشی‌ کردن‌ مهارتی‌ فوق‌ العاده‌ می‌خواهد تا آنقدر نرم‌ وساده‌ 

کارکرد که‌ شکل‌ یادداشت‌ کردن‌ را پیدا کند اما ترکیبی‌ بدهد محکم‌ و برون‌ چون‌ و چرا.باید به‌ آسانی‌ از درگاه‌ چشم‌، طرحها و رنگها عبور کنند و از دالان‌ فکر و اندیشه‌ بگذرد و روی‌بوم‌ 

بریزند. باید هنرمند مثل‌ یک‌ بلور شفاف‌ باشد و نور خورشید به‌ آسانی‌ از او عبور کند وطیف‌ هنرمند را منعکس‌ کند.
درجات‌ این‌ خلوص‌ و شفافیت‌ درجات‌ خلوص‌ هنرمندانه‌ است‌ که‌ سپهری‌ گاه‌ چقدربرهنه‌ برهنه‌، طبیعت‌ ایران‌ را، طبیعت‌ تصویری‌ فکر ایرانی‌ را منعکس‌ می‌کند.
سطح‌ دو بعدی‌ کاغذ یا بوم‌ جزئی‌ از کار اوست‌. جهان‌قابی‌ است‌. مربع‌ مستطیل‌ و این‌ مربع‌مستطیل‌ میدان‌ دید نگاه‌ ماست‌. چراکه‌ او برسطح‌ دو بعدی‌ کاغذ یا بوم‌ چیزی‌

نمی‌افزایدچیزی‌ نمی‌کشد و نشانی‌ نمی‌نهد.
بلکه‌ سطح‌ دو بعدی‌ کاغذ یا بوم‌ را طوری‌ می‌انگارد که‌ از جائی‌ از آن‌، از نقطه‌ای‌ از آن‌،از 

وسط‌، از گوشه‌ از بالا یا از پائین‌ آن‌ شکلی‌ از درون‌ ضخامت‌ ذهنی‌ (سطح‌ ـ ادراک‌) کاغذ یابوم‌ کم‌کم‌ گسترش‌ می‌یابد. و آماس‌ می‌کند و در تکثیری‌ مداوم‌ به‌ اطراف‌ گسترده‌ می‌شود. 

وچون‌ جهان‌ نظامی‌ است‌ آهنگین‌ و با تعادل‌، این‌ افزایش‌ و گسترش‌ بر سطح‌ دو بعدی‌ کاغذ یابوم‌ به‌ گونه‌ای‌ پایان‌ می‌گیرد که‌ تعادل‌ تابلو در هم‌ نریزد. برای‌ این‌ کار، هیچ‌ الگوئی‌ واقعی‌تر ازیک‌ واحد یا یک‌ قریه‌ در کویر نیست‌.

 
 
هشدارچهارشنبه سوری
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٧
 

بافرارسیدن چهارشنبه ی آخرسال خطرات بسیاری درکمین مردم ایران وبه خصوص جوانان است بیاییداین روزراکه میتواندشیرین باشدبه کام خودوخانواده ی خودتلخ نکنیم عقل سلیم حکم میکندکه باکارهاوحرکت های غیرعقلانی باعث اذیت وآزاردیگران وصدمه به خودنگردیم جوانان عزیزهموطن بیاییدکه نگذاریم تجربه ی تلخ دیگران برای ماهم تکرارشود.


 
 
خانه ی متحرک لوکس وگران قیمت
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٥
 


 
 
روزمهندس مبارک
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٥
 

دستهایی که عمل می کنندمقدس ترازلبهاییست که دعامی کنند

(کوروش کبیر)

5اسفندروزبزرگداشت بزرگترین مهندس تاریخ خواجه نصیرطوسی برمهندسین سخت کوش مبارک


 
 
جنگل آمازون
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٥
 

 

این جنگل که هنوزهم ناشناخته مانده است اسراری داردکه تابه حال کسی به آن هاپی نبرده است واولین عکس نیزعکس قبیله ای ناشناخته دراین جنگل پررمزورازاست.


 
 
مناظره ای ازپروین اعتصامی
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٤
 

 

مست وهشیار

 

محـتسب مسـتی بـه ره دیـد و گریبانـش گــرفت
مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست
گفت: مستی، زان سبب افتان و خیزان می روی
گفت: جـرم راه رفتن نیـست، ره هـموار نیست
گفت: می‌باید تــو را تـا خانهء قاضــی بـرم
گفت: رو صبح آی، قاضی نیمه شب بیدار نیست
گفت: نزدیـک است والی را سـرای آنجـا شویم
گفت: والی از کـجـا در خـانهء خمـار نیـست؟
گفت: تا داروغـه را گـوییـم در مسـجد بخواب
گفت: مسجد خوابگاه مـردم بـدکار نیــست
گفت: دینـاری بـده پنهـان و خـود را وارهـان
گفت: کار شرع، کار درهم و دیــنـار نیست
گفت: از بهر غرامت جـامه ات بیـــرون کـنم
گفت: پوسیده است، جز نقشی ز پودوتار نیست
گفت: آگـه نیستی کز سـر درافـتـادت کــلاه
گفت: در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست
گفت: می بسیار خوردی زان چنیـن بیخود شدی
گفت: ای بیهــوده گو، حرف کم و بسیـار نیـست
گفت: باید حــد زند، هشیـــار مـردم مـست را
گفت: هشیاری بیار اینجا کســـی هشیار نیست
«پروین اعتصامی»

 


 
 
معمای حل نشده
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۳
 

نفرین و بلاهای آسمانی همواره سوژه بسیاری از افسانه‌ها و داستان‌های کهن ملل مختلف بوده است. اما باید بدانید که اشیاء نفرین شده مختص افسانه‌ها و داستان‌های مصر باستان نیستند. در دنیای مدرن نیز بسیارند کسانی که معتقدند، مورد نفرین یک شی یا یک شخص قرار گرفته‌اند. نقاشی چهره انسان‌های واقعی یکی از اشیایی است که در این زمینه همواره مورد توجه قرار داشته است. نقاشی‌هایی همچون؛ تصویر پسربچه گریانی که گویی با نگاه غمگین خود ما را در هر کجای خانه دنبال می‌کند.

 

آغاز نفرین

 

داستان «نفرین پسر گریان» در یک روز آفتابی در سال 1985 آغاز شد. در آن روز نشریه انگلیسی زبان «The Sun» در صفحه 13، از نسخه روز چهارم سپتامبر خود مقاله‌ای با این عنوان به چاپ رساند: «نفرین سوزان پسر گریان» در این مقاله نوشته شده بود که چگونه دو نفر «ران» و «می‌‌هال» که در «روترهام» شهری معدنی در «یورکشایر جنوبی» انگلیس زندگی می‌کردند، تصویر نقاشی شده پسرکی که خیره به انسان نگاه می‌کند و قطرات اشک از گونه‌هایش سرازیر هستند را در آتش‌سوزی منزلشان مقصر می‌دانند. این آتش‌سوزی از یک تابه ارزان قیمت در آشپزخانه آغاز شد و به سرعت تمام خانه آنها را فرا گرفت. اما هر چند که تمام اتاق‌های طبقه اول در آتش سوختند و سیاه شدند، ولی تابلوی نقاشی پسرک گریان، سالم و دست نخورده باقی ماند و از آتش، جان سالم به در برد. وقتی تمام دیوارهای خانه سوخته و نیمه‌سوخته بودند و دود از آنها بر می‌خاست، تابلو همچنان به دیوار آویخته بود و به کسانی که درصدد خاموش کردن آتش بودند، می‌نگریست.آنچه مسلم است داستان آتش‌سوزی توسط یک «تابه سوزان» معمولا دو ستون از یک روزنامه را اشغال می‌کنند، ولی چیزی که توجه مردم را جلب کرد اظهارات آتش‌نشانی بود که گفته بود بارها در ماموریت‌های کاری دیده است که تمام خانه‌ای سوخته ولی نسخه‌های مختلف تابلوی پسر گریان، سالم و دست نخورده باقی مانده‌اند.

 

داستان این نقاشی 

در دهه 1990 آتش‌سوزی‌های «پسر گریان» به کشورهای دیگر هم سرایت کرد و داستان‌هایی از آن بر سر زبان‌ها افتاد و تحقیقات بر روی این تابلو آغاز شد. یکی از کسانی که پژوهشی گسترده بر روی آن کرد «جورج مولاری» یک دبیر بازنشسته بود که دریافت این نقاشی اثر نقاشی اسپانیایی به نام «فرانشات سویل» است. یک روز در سال 1969 «سویل» به دنبال سوژه‌ای جالب برای نقاشی در خیابان‌های مادرید، پرسه می‌زد که چشمش به پسربچه‌ای ولگرد افتاد. پسرک اصلا حرف نمی‌زد و نگاهی پر از اندوه داشت. سویل تصویر او را کشید و یک کشیش کاتولیک او را شناخت و گفت: نام پسرک «دون بونیلو» است که بعد از این‌که شاهد مرگ والدینش در یک آتش‌سوزی بوده از خانه فرار کرده است.

کشیش می‌‌گفت: تاکنون، هیچ‌کس سرپرستی پسرک را برعهده نگرفته، زیرا همه معتقدند هر کجا او می‌رود، آتش‌سوزی به پا می‌شود. به همین خاطر مردم نام «شیطان» را بر او گذاشته‌اند. به هر حال نقاش به نصیحت کشیش گوش نکرد و نسخه‌های مختلفی از تصویر پسرک کشید و فروخت. اما یک روز استودیوی او آتش گرفت و زندگی او نابود شد، او پسرک را مقصر دانست... پسرک از آنجا فرار کرد و دیگر کسی او را ندید. در سال 1976 یک اتومبیل در جاده آتش گرفت و راننده آن کاملا سوخت. راننده قابل شناسایی نبود ولی قسمتی از گواهینامه رانندگی او سالم مانده بود که نشان می‌داد نام او «دون بونیلو» 19 ساله است در واقع همان پسر کوچولوی و خیابانی...

«نفرین پسر گریان» هنوز هم ادامه دارد به طوری که یکی از همین آتش‌سوزی‌های مشابه در سال 2002 در یک رستوران بین جاده‌ای در انگلیس رخ داد و همه چیز به جز تابلوی «پسرک گریان» سوخت. آیا این نفرین واقعا وجود دارد؟ آیا اصولا نفرین‌ها واقعی هستند یا همه آنها افسانه‌هایی می‌باشند که با تلقین بر روی زندگی انسان‌ها تاثیر می‌گذارند؟ اگر این طور است چگونه ممکن است چندین آتش‌سوزی شدید روی دهد و در همه آنها تنها یک تابلوی نقاشی آن هم با یک سوژه، آویخته بر دیوارهای سوخته باقی بماند؟ این هم یکی از معماهای این دنیاست که بسیاری از کارشناسان در حال بررسی و کشف راز آن هستند.

 

وحشت عمومی 

این گفته حقیقت داشت و بارها چنین اتفاقی افتاده بود. عجیب بود که در آتش‌سوزی‌های بزرگ تصویر یک پسربچه سالم باقی می‌ماند و نمی‌سوخت. اما با انتشار این مقاله در نشریه «The Sun» این خبر به همه مردم انگلیس و دیگر کشورهای اروپایی رسید و باعث وحشتی عمومی شد. برخی از نشریات رقیب، The Sun را متهم به خرافه‌پراکنی برای فروش بیشتر کردند، ولی این حرف‌ها تاثیری بر احساسات برانگیخته مردم نداشت.

روز 5 سپتامبر 1985 افراد بسیاری ادعا کردند که از قربانیان تابلوی پسر گریان هستند و افراد بسیاری که این تابلو را در منزل داشتند از عواقب خطرناک این نفرین ابراز وحشت می‌کردند. «دورامان» اهل «میچهام» ادعا کرد تنها شش ماه پس از خرید تابلوی پسر گریان، خانه‌اش آتش گرفت و زیر و رو شد. او می‌گفت تمام تابلوهای خانه از بین رفتند به جز تابلوی پسر گریان، که دست نخورده روی دیوار آویزان مانده بود.

«ساندرا کاسک» مدعی شد که او، خواهر شوهرش و دوستش، هر یک تابلویی از پسر گریان را خریده بودند همگی گرفتار آتش‌سوزی شدند. خانواده دیگری از «ناتینگهام» می‌‌گفتند این تابلو باعث سوختن خانه و بی‌خانمان شدن آنها شده است. «برایان پارکس» که پس از آتش‌سوزی‌ خانه به همراه همسر و فرزندانش به علت استنشاق دود، کارشان به بیمارستان کشیده شد، می‌‌گفت: پس از مرخصی از بیمارستان به خانه برگشت و دید تابلوی «پسر گریان» سالم سر جایش آویخته است او بلافاصله تابلو را برداشت و نابود کرد.

علاوه بر این اتفاقات داستان‌های دیگری نیز تعریف شدند که صحت و سقم آنها هرگز معلوم نشد. مثلا خانمی که می‌گفت از وقتی این تابلو را خریده، شوهر و سه پسرش مرده‌اند. شخص دیگری مدعی شد پس از خرید نسخه‌ای از این تابلو، ورشکست شده و زن دیگری که می‌گفت از وقتی این تابلو به خانه‌شان آمده همیشه بیمار است.

در همان زمان، مردی ادعا کرد پس از شنیدن اخبار نحوست این تابلو، دو نسخه آن را که در خانه داشته، آتش زده ولی تابلوها نسوخته‌اند. مسئولان شهر برای خاموش کردن شایعات و از بین بردن وحشت، مامورانی را به خانه او فرستادند تا تابلوها را بسوزانند ولی در کمال حیرت با این‌که تابلوها یک ساعت درون آتش بودند حتی نیمه‌سوخته هم نشدند.

 


 
 
بدون شرح
نویسنده : شاهین توفیقی - ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢